گزیده اشعار - رباعیات

وحشی بافقی

رباعی شمارهٔ ۶۵

وحشی بافقی
گر با تو گهی نظر کنم پنهانی لازم نبود که طبع خود رنجانی
من بودم و دیدنی چو این هم منع است آن نیز به یاران دگر ارزانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه این ابیات، بیانگر نوعی ازخودگذشتگی و مناعت‌طبعِ عاشقانه است. شاعر در فضایی آکنده از حسرت و در عین حال با بزرگواری، از واکنش تند و نامهربانانه‌ی معشوق نسبت به نگاه‌های پنهانی خود سخن می‌گوید.

او با لحنی مؤدبانه و دوری از اصرارِ بیجا، ترجیح می‌دهد که اگر نگاهش برای معشوق آزاردهنده است، از آن صرف‌نظر کند و این فرصتِ تماشا را به دیگران واگذارد؛ این نوع برخورد نشان‌دهنده عزت‌نفس عاشق در اوجِ دوری است.

معنای روان

گر با تو گهی نظر کنم پنهانی لازم نبود که طبع خود رنجانی

اگر گاهی دور از چشم دیگران نگاهی به تو می‌اندازم، لازم نیست که این‌قدر خودت را آزرده و خشمگین کنی.

نکته ادبی: «طبع رنجاندن» کنایه از مکدر شدن و به خشم آمدن است. «گهی» در اینجا به معنای گاهی و قید زمان است که در متون کلاسیک رایج بوده است.

من بودم و دیدنی چو این هم منع است آن نیز به یاران دگر ارزانی

اگر حتی همین نگاه پنهانی هم برای تو ممنوع و ناپسند است، پس این فرصتِ تماشا را به دیگر یارانِ خود ببخش.

نکته ادبی: «ارزانی داشتن» به معنای بخشیدن، مباح کردن و هدیه دادن است. در این بیت، شاعر با طنزی تلخ به معنای این واژه اشاره کرده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه طبع رنجاندن

کنایه از آزرده‌خاطر شدن و به خشم آمدنِ معشوق در برابرِ نگاهِ عاشق.

تناسب (مراعات نظیر) نظر کردن و دیدنی

ارتباط معنایی میان واژگان مربوط به عملِ دیدن و تماشا کردن که به انسجامِ تصویرسازی بیت کمک کرده است.