گزیده اشعار - رباعیات

وحشی بافقی

رباعی شمارهٔ ۶۴

وحشی بافقی
در عهد معالجات تو بیماری بیکار شد از شیوه خلق آزاری
نی از پی آزار به سوی تو شتافت آمد که شکایت کند از بیکاری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر در ستایشِ طبیب یا معشوقی است که تأثیرِ شفابخشِ وجودِ او، تمامیِ ناخوشی‌ها و رنج‌ها را از میان برده است.

شاعر با بیانی طنزآمیز و هنرمندانه، به تصویر کشیده است که چگونه قدرتِ مطلقِ درمان‌گریِ مخاطب، حتی «بیماری» را نیز بیکار و سردرگم کرده است.

معنای روان

در عهد معالجات تو بیماری بیکار شد از شیوه خلق آزاری

در دورانِ درمان‌گریِ تو، بیماری دیگر فرصتی برای انجامِ کارِ همیشگیِ خود، یعنی آسیب رساندن به مردم، ندارد و به همین دلیل بیکار شده است.

نکته ادبی: «عهد معالجات» به معنای دورانِ مداوا است و «خلق‌آزاری» به مفهومِ مردم‌آزاری و رنجاندنِ آفریدگان به‌کار رفته است.

نی از پی آزار به سوی تو شتافت آمد که شکایت کند از بیکاری

بیماری به قصدِ آسیب‌رسانی به سوی تو نیامد، بلکه نزدِ تو آمد تا از اینکه به دلیلِ حضورِ شفابخشِ تو، بیکار مانده و دیگر کاری برای انجام دادن ندارد، شکایت کند.

نکته ادبی: آرایه «تشخیص» در این بیت برجسته است؛ چرا که به «بیماری» صفتِ انسانیِ شکایت کردن نسبت داده شده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (Personification) آمد که شکایت کند از بیکاری

بیماری که یک امر انتزاعی است، همچون انسانی به درگاهِ طبیب آمده و از بیکاری گله‌مند است.

مبالغه (Hyperbole) بیکار شد از شیوه خلق آزاری

شاعر چنان قدرتِ شفاگریِ مخاطب را بزرگ جلوه داده که گویی «بیماری» به کلی متوقف شده است.