گزیده اشعار - رباعیات

وحشی بافقی

رباعی شمارهٔ ۵۹

وحشی بافقی
ای مدت شاهی جهان مدت تو در عید سرور خلق از دولت تو
گر عید تواند که مجسم گردد آید ز پی تهنیت خلعت تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب مدیحه‌سرایی سروده شده‌اند و در آن شاعر با زبانی فاخر و سرشار از مبالغه، پادشاه را کانون اصلی حیات، نظم جهان و سرچشمه شادی و خوشبختی مردم معرفی می‌کند.

فضای کلی شعر ستایش‌گرانه است و با استفاده از پیوند دادن مفاهیم انتزاعی همچون «عید» و «دوران شاهی» با وجود پادشاه، سعی در برتری بخشیدن به جایگاه او نسبت به ایام و زمان دارد.

معنای روان

ای مدت شاهی جهان مدت تو در عید سرور خلق از دولت تو

ای پادشاه، طول دوران حکومت تو به اندازه عمر جهان است و هر شادی و سروری که مردم در روزهای عید تجربه می‌کنند، مدیون بخت و اقبال و تدبیر توست.

نکته ادبی: واژه «دولت» در اینجا به معنای بخت، اقبال بلند و اقتدار پادشاه است، نه مفهوم سیاسی امروزی آن.

گر عید تواند که مجسم گردد آید ز پی تهنیت خلعت تو

اگر عید می‌توانست به پیکری مادی و انسانی تبدیل شود، حتماً برای عرض تبریک و شادباش به پیشگاه تو می‌آمد و خود را مانند خلعت و جامه اهدایی به تو تقدیم می‌کرد.

نکته ادبی: «تهنیت» به معنای شادباش گفتن و «خلعت» جامه یا لباسی است که بزرگان به عنوان پاداش به دیگران می‌بخشیدند.

آرایه‌های ادبی

مبالغه مدت شاهی جهان مدت تو

شاعر با یکی دانستن عمر پادشاه با عمر جهان، بر اهمیت وجود او تأکید کرده است.

تشخیص (جان‌بخشی) گر عید تواند که مجسم گردد

عید که مفهومی انتزاعی است، به انسانی تشبیه شده که قدرت تجسم و آمدن برای تبریک را دارد.

استعاره خلعت

در اینجا عید خود را به مثابه خلعتی در پیشگاه پادشاه قرار می‌دهد.