گزیده اشعار - رباعیات

وحشی بافقی

رباعی شمارهٔ ۵۱

وحشی بافقی
امشب همه شب ز هجر نالان بودم با بخت سیه دست و گریبان بودم
قربان شومت دی به که همره بودی کامشب همه شب به خویش گریان بودم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت با زبانی پراحساس و سوزناک، روایتگر شب‌زنده‌داری و رنجی است که عاشق در فراق محبوب تجربه می‌کند. شاعر با ترسیم فضای اندوهگینِ شبانه، از دو سو تحت فشار است؛ یکی غم دوری از معشوق و دیگری تضاد با سرنوشتِ تلخی که گریبان‌گیرش شده است. پرسش از همراهِ معشوق در روزِ گذشته، نشان‌دهنده حسادت و اشتیاقِ توأمان عاشق است که تنهاییِ عمیق او را در شبِ جاری تشدید می‌کند.

معنای روان

امشب همه شب ز هجر نالان بودم با بخت سیه دست و گریبان بودم

در تمام طول شب به سبب دوری از معشوق در حال فغان بودم و با سرنوشتِ تلخ و شومِ خود دست‌به‌گریبان و درگیر بودم.

نکته ادبی: بخت سیه استعاره از طالعِ بد و ناکامی است و دست‌به‌گریبان بودن کنایه از تقلا و ستیز در برابرِ سختی‌هاست.

قربان شومت دی به که همره بودی کامشب همه شب به خویش گریان بودم

فدایت شوم، دیروز با چه کسی همراه و هم‌نشین بودی؟ چرا که من تمام شب را در غم و اندوه به حالِ خویش گریستم.

نکته ادبی: واژه 'دی' در متون کهن به معنای دیروز است و ترکیب 'قربان شومت' بیانگر اوجِ ارادت و اشتیاقِ عاشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست و گریبان بودم

اشاره به درگیری شدید با مشکلات و استیصال در برابر سرنوشت.

استعاره بخت سیه

تشبیه اقبال و سرنوشت به رنگ سیاه که نماد تیره‌بختی و بدشانسی است.

مبالغه همه شب

تکرارِ زمانی برای نشان دادن تداومِ رنج و بی‌خوابی عاشق.