گزیده اشعار - رباعیات

وحشی بافقی

رباعی شمارهٔ ۲۱

وحشی بافقی
گر کسب کمال می کنی می گذرد ور فکر مجال می کنی می گذرد
دنیا همه سر به سر خیال است ، خیال هر نوع خیال می کنی می گذرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام در پی تبیینِ گذرا بودنِ عمر و بی‌پایداریِ جهان است. شاعر تأکید می‌کند که تمامیِ تلاش‌های انسان، چه در مسیر کسب فضیلت و دانش و کمال باشد و چه در پی فرصت‌جویی و اندیشیدن به عواقب امور، در نهایت دستخوشِ گذرِ زمان است و به پایان می‌رسد.

جهان‌بینیِ نهفته در این سخن، دعوت به رهایی از بندِ آرزوها و پذیرشِ ناپایداریِ زندگی است. گویی همه چیز در این دنیا، رویا و تصوری بیش نیست که مانندِ ابرِ بهار یا بادی در گذر است، پس نباید دل به هیچ‌یک از امورِ این جهان بست.

معنای روان

گر کسب کمال می کنی می گذرد ور فکر مجال می کنی می گذرد

چه در پی به دست آوردنِ کمالات و فضایل اخلاقی یا علمی باشی و چه در فکرِ پیدا کردنِ فرصت و مجالی برای رسیدن به خواسته‌هایت باشی، این ایام به سرعت سپری می‌شود و هیچ‌کدام ماندگار نیست.

نکته ادبی: واژه مجال به معنای فرصت و میدان است که در اینجا کنایه از فرصت‌طلبی و دنیا‌خواهی است.

دنیا همه سر به سر خیال است ، خیال هر نوع خیال می کنی می گذرد

کلّیتِ این دنیا از ابتدا تا انتها چیزی جز وهم و خیال نیست؛ به هر نوعی که بخواهی این دنیا را تصور کنی و با آن انس بگیری، در نهایت از دست می‌رود و می‌گذرد.

نکته ادبی: تکرار واژه خیال در مصراع نخست، برای تأکید بر موهوم بودنِ ماهیتِ جهان و تکرار فعل می‌گذرد نوعی تأکید بر شتابِ زمان است.

آرایه‌های ادبی

تکرار خیال ... خیال

تکرار واژه خیال برای تأکید بر بی‌اعتباری و موهوم بودنِ دنیا به کار رفته است.

ردالصدر می‌گذرد

تکرار این فعل در پایان تمام مصراع‌ها، ضرب‌آهنگِ گذرِ شتابانِ عمر را به ذهن متبادر می‌کند.

تشبیه مضمر دنیا همه سر به سر خیال است

دنیا به خیال و رویا تشبیه شده است تا ناپایداری و عدمِ اصالتِ آن را نشان دهد.