گزیده اشعار - رباعیات

وحشی بافقی

رباعی شمارهٔ ۱۱

وحشی بافقی
شوخی که خطش آیهٔ فرخ فالی است نادیدن آن موجب سد بد حالی است
تا شمع رخش نهان شد از پیش نظر شد دیده تهی ز نور و جایش خالی است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویرگرِ اشتیاقِ عمیقِ عاشق به معشوقی است که وجودش نه تنها زیبایی‌بخش، بلکه مایه‌ی سعادت و روشناییِ جان است.

فقدانِ این چهره‌ی دلربا، جهانِ عاشق را به تاریکی و خلأ می‌کشاند و نشان‌دهنده‌ی وابستگیِ مطلقِ عاشق به حضورِ محبوب است.

معنای روان

شوخی که خطش آیهٔ فرخ فالی است نادیدن آن موجب سد بد حالی است

آن دلبرِ شوخ و طنازی که موهای لطیفِ روی چهره‌اش، همچون آیه‌ای از قرآن، نویدبخشِ خوش‌اقبالی و سعادت است.

نکته ادبی: خط در اصطلاح ادب فارسی به موهایِ تازه‌روییده‌یِ چهره‌ی نوجوانان گفته می‌شود و در اینجا استعاره از کمالِ زیبایی است.

تا شمع رخش نهان شد از پیش نظر شد دیده تهی ز نور و جایش خالی است

ندیدنِ چنین چهره‌ای، عاملِ گرفتاری و اندوهی بی‌نهایت و حالِ پریشان است.

نکته ادبی: سد در اینجا به معنای عدد صد است که برای بیان کثرت و بی‌نهایتیِ غمِ دوری استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شمع رخ

تشبیه چهره‌ی محبوب به شمع برای نشان دادن درخشندگی و روشنی‌بخشی آن.

تشبیه خطش آیهٔ فرخ فالی است

مانند کردنِ خطِ چهره به آیه‌یِ خوش‌یمن که نشان از قداست و خیرِ نهفته در زیبایی معشوق دارد.

کنایه سد بد حالی

اشاره به کثرت و عمقِ اندوهِ ناشی از هجران که از شمارش خارج است.