گزیده اشعار - قطعات

وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۶ - هجو شراب

وحشی بافقی
از من مرنج ای ز تو شادی جان من گر لب گشوده ام پی هجو شراب تو
زیرا که او قباحت بسیار کرده است دی شب به جامهٔ من و با جامه خواب تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات روایتی طنزآمیز و ظریف از یک پوزش‌خواهی است. شاعر از محبوب خود می‌خواهد که از نقد و سرزنش او نسبت به شراب، دلگیر نشود و این مسئله را به پای بی‌احترامی به او نگذارد.

در واقع شاعر با زبانی شوخ‌طبعانه، علت بدگویی خود از شراب را رفتارهای ناشایست آن در شب گذشته معرفی می‌کند که باعث ایجاد مزاحمت یا آلودگی در لباس و حریم خصوصی آن‌ها شده است.

معنای روان

از من مرنج ای ز تو شادی جان من گر لب گشوده ام پی هجو شراب تو

ای کسی که شادی جان من وابسته به وجود توست، از من دلگیر نباش اگر لب به انتقاد و سرزنش شراب تو گشوده‌ام.

نکته ادبی: هجو در اینجا به معنای نکوهش کردن و برشمردن بدی‌های چیزی است.

زیرا که او قباحت بسیار کرده است دی شب به جامهٔ من و با جامه خواب تو

زیرا که آن شراب، دیشب کارهای ناپسند و زشتی انجام داده است؛ هم به لباس‌های من آسیب زده و هم با لباس خواب تو درگیر شده و آن را آلوده کرده است.

نکته ادبی: دی در ادبیات کهن به معنای دیروز یا دیشب است؛ قباحت به معنای عمل زشت و کریه می‌باشد.

آرایه‌های ادبی

کنایه لب گشودن

کنایه از سخن گفتن و آغاز به صحبت کردن است.

تشخیص قباحت کردن شراب

شاعر شراب را همچون موجودی جاندار در نظر گرفته که قدرت انجام کار زشت را دارد.