گزیده اشعار - قطعات

وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۸ - داروی کاری

وحشی بافقی
زن جلبی رفته و در همچو من کرده سخنهای پریشان رقم
می روم و می خرم و می خورم داروی کاری که براند شکم
پس ز پی جایزه اش بر دهن میریم و میریم و میریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات نمونه‌ای از شعر طنز و هزل است که با بهره‌گیری از زبانی بی‌پرده و بازی‌های زبانی، موقعیتی مضحک را ترسیم می‌کند. شاعر در اینجا به جای تکیه بر تصاویر لطیف، با استفاده از مضامین عامیانه و موقعیت‌های جسمانی، به نوعی هجو روی آورده است.

مفهوم کلی اثر، روایتگری یک موقعیت طنزآمیز است که در آن گوینده با استفاده از کنایه‌ها و ایهام‌های تند، به توصیف احوالات خود و زنی از گروه جلبی می‌پردازد. هدف از این سروده، ایجاد طنز از طریق تقابل میان زبان و مضامین بسیار خاکی و سخیف است.

معنای روان

زن جلبی رفته و در همچو من کرده سخنهای پریشان رقم

زنی از طایفه جلبی (که در قدیم به گروهی از دوره‌گردان یا افراد خاص گفته می‌شد) رفته است و او نیز همانند من، کلمات و عباراتی آشفته و نامفهوم بر کاغذ نگاشته است.

نکته ادبی: عبارت رقم کردن به معنای نوشتن است و زن جلبی در این بافتار به گروهی خاص از مردم اطلاق شده است.

می روم و می خرم و می خورم داروی کاری که براند شکم

من می‌روم و دارویی را که برای پاکسازی و کار انداختن شکم (ملین) لازم است، تهیه می‌کنم و می‌خورم.

نکته ادبی: ترکیب داروی کاری، صفت برای دارویی است که اثر مستقیم و قوی دارد و فعل براند به معنای دفع کردن و پاکسازی است.

پس ز پی جایزه اش بر دهن میریم و میریم و میریم

سپس در پی پاداشی که برای دهان او در نظر گرفته شده، ما در حال تخلیه شکم هستیم (با ایهام به مردن).

نکته ادبی: واژه میریم در اینجا دارای ایهام بسیار قوی میان معنای اول (مردن) و معنای دوم (دفع مدفوع) است که رکن اصلی طنز این بیت را تشکیل می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

ایهام میریم

استفاده از این واژه به عنوان تکیه‌کلام طنزآلود برای اشاره همزمان به مرگ و عمل دفع که بار معنایی هجوگونه‌ای به شعر داده است.

هزل کل ابیات

به‌کارگیری مضامین سخیف و عامیانه در قالب شعر برای شوخی و استهزا که از ویژگی‌های بارز سبک هزل‌گویی است.

کنایه براند شکم

کنایه از عملکرد مسهلی و داروی ملین که باعث کار کردن دستگاه گوارش می‌شود.