گزیده اشعار - قطعات

وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۷ - استر گرسنه

وحشی بافقی
می رسم از راه و دارم استری کز باب جوع قوت دندان ندارد ورنه قنطر می خورد
حرص کاهش هست تا حدی که گر بگذارمش کهگل دیوار این ده را سراسر می خورد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی طنزآمیز و سرشار از اغراق، وضعیت رقت‌بار و در عین حال مضحکِ حیوانی گرسنه را به تصویر می‌کشند. شاعر با بزرگ‌نماییِ ولعِ بی‌حدِ مرکبِ خود، موقعیتی کمیک ایجاد کرده که در آن گرسنگیِ جانکاه با ناتوانیِ جسمی حیوان در تضاد قرار گرفته است.

مضمون اصلی، توصیفِ اشتیاقِ شدیدِ حیوان برای خوردن، فراتر از تواناییِ فیزیکی اوست که در قالبِ طنزی ظریف بیان شده تا استیصال و بی‌چاره‌گیِ مرکب را به شکلی سرگرم‌کننده بازنمایی کند.

معنای روان

می رسم از راه و دارم استری کز باب جوع قوت دندان ندارد ورنه قنطر می خورد

در حالی که از راه می‌رسم، استری به همراه دارم که از شدت گرسنگی بی‌تاب است؛ اگر توانایی دندان‌هایش اجازه می‌داد، خروارها غذا می‌خورد، اما افسوس که دندان‌هایش دیگر توان جویدن ندارند.

نکته ادبی: «بابِ جوع» در اینجا به معنایِ سرچشمه یا دروازه‌ی گرسنگی است و «قنطر» واحدی برای وزن بسیار زیاد است که در اینجا برای نشان دادنِ اشتهایِ سیری‌ناپذیر حیوان به کار رفته است.

حرص کاهش هست تا حدی که گر بگذارمش کهگل دیوار این ده را سراسر می خورد

ولع و حرصِ این حیوان به قدری زیاد است که اگر او را به حال خود رها کنم، تمام کاهگل‌های دیوارهای این روستا را یکجا می‌خورد.

نکته ادبی: «کهگل» ترکیبی از کاه و گل است که برای اندود کردن دیوارها به کار می‌رود و اشاره به آن در اینجا، اغراقی برای نشان دادنِ اوجِ گرسنگیِ حیوان است.

آرایه‌های ادبی

اغراق کهگل دیوار این ده را سراسر می خورد

شاعر برای نشان دادنِ شدتِ گرسنگیِ حیوان، دست به دامانِ اغراقی آشکار شده که تصویری مضحک و دور از ذهن می‌آفریند.

کنایه قوت دندان ندارد

کنایه از پیری، فرسودگی و ناتوانیِ حیوان در جویدن و خوردن خوراک‌های سفت و زیاد.