گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۹۶

وحشی بافقی
ای آنکه عرض حال من زار کرده ای با او کدام درد من اظهار کرده ای
آزاد کن ز راه کرم گر نمی کشی ما را چه بی گناه گرفتار کرده ای
تا من خجل شوم که بد غیر گفته ام دایم سخن ز نیکی اغیار کرده ای
تا جان دهم ز شوق چو این مژده بشنوم آهنگ پرسش من بیمار کرده ای
وحشی به کار غیر اگر شهره ای چه شد نقد حیات صرف در این کار کرده ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این غزل، شکوه و گلایه عاشق از بی‌مهری‌ها و بی‌توجهی‌های معشوق است. شاعر با زبانی سرشار از درد و سوز، از اینکه معشوق به رقیبان توجه نشان می‌دهد و او را در بندِ این عشقِ بی‌فرجام گرفتار کرده، شکوه می‌کند. در عین حال، این کلام حاکی از آن است که عاشق با وجود تمام رنج‌ها و ملامت‌ها، همچنان در راه عشق استوار است و سرمایه گران‌بهای عمر خود را در این مسیر فدا کرده است.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی عاشقانه و تا حدی آکنده از ملامت است که شاعر با استفاده از پرسش‌های بلاغی، حسرت و دلتنگی خود را به تصویر می‌کشد.

معنای روان

ای آنکه عرض حال من زار کرده ای با او کدام درد من اظهار کرده ای

ای کسی که از حال زار و نزار من باخبری، بگو ببینم کدام‌یک از دردهای مرا نزد رقیب من بازگو و فاش کرده‌ای؟

نکته ادبی: عرض حال به معنای شرح وضعیت است و در اینجا اشاره به افشای رازهای عاشقانه دارد.

آزاد کن ز راه کرم گر نمی کشی ما را چه بی گناه گرفتار کرده ای

اگر قصد نداری مرا بکشی و از رنجِ انتظار نجات دهی، پس از روی بزرگواری مرا آزاد کن؛ چرا منِ بی‌گناه را در بندِ عشق خود گرفتار کرده‌ای؟

نکته ادبی: فعل نمی‌کشی در اینجا کنایه از پایان دادن به رنجِ عاشق با مرگ است که معشوق از آن دریغ می‌کند.

تا من خجل شوم که بد غیر گفته ام دایم سخن ز نیکی اغیار کرده ای

تو پیوسته از خوبی‌های رقیبان من سخن می‌گویی تا من از اینکه قبلاً بدِ آن‌ها را گفته‌ام، شرمنده و سرافکنده شوم.

نکته ادبی: اغیار جمعِ غیر و در اصطلاح عرفانی و ادبی به معنای رقیبان در عشق است.

تا جان دهم ز شوق چو این مژده بشنوم آهنگ پرسش من بیمار کرده ای

تو قصدِ احوال‌پرسی از منِ بیمار را کرده‌ای تا زمانی که این خبرِ خوش به گوشم برسد، از شدت شوق جان بسپارم.

نکته ادبی: آهنگ پرسش به معنای تصمیم و نیت برای عیادت و جویای احوال شدن است.

وحشی به کار غیر اگر شهره ای چه شد نقد حیات صرف در این کار کرده ای

ای وحشی، اگر به خاطر این شیوه عشق‌ورزی و پرداختن به امور معشوق شهره و مشهور شدی، چه اهمیتی دارد؟ مهم این است که تو بهترین سرمایه وجودی خود یعنی عمرت را صرف این کار کرده‌ای.

نکته ادبی: در این بیت شاعر از تخلص خود استفاده کرده و به خود نهیب می‌زند.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری با او کدام درد من اظهار کرده ای

شاعر با پرسشی که پاسخ آن را می‌داند، به دنبال بیان اعتراض و گلایه است.

تخلص وحشی

اشاره شاعر به نام هنری خود در بیت پایانی که از سنت‌های غزل‌سرایی است.

کنایه نقد حیات صرف در این کار کرده ای

مصرف کردن تمام عمر و توان خود برای هدف عشق.