گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۹۵

وحشی بافقی
بکش زارم چه دایم حرف از آزار می گویی تو خود آزار من کن از چه با اغیار می گویی
رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین چو من یک حرف گویم، گوییم بسیار می گویی
تغافل می زنی گر یک سخن صد بار می گویم و گر گویی جوابی روی بر دیوار می گویی
حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرم پس از عمری که حرفی با من بیمار می گویی
نگفتی حال خود تا بود یارای سخن وحشی مگر وقتی که نبود قوت گفتار می گویی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه از شعر، شکوه و گلایه‌ای عاشقانه و جان‌سوز است که در آن شاعر از بی‌توجهی و جفای یار نسبت به خود و گرایش او به رقیبان، لب به شکایت می‌گشاید. فضای حاکم بر این ابیات، مملو از رنجِ انتظار، غیرتِ عاشقانه و حسِ نادیده گرفته شدن است که گویی جانِ عاشق را به لب رسانده است.

شاعر با بیانی صریح، تقابل میان جایگاه خود نزد معشوق و جایگاه رقیبان را به تصویر می‌کشد و از این تبعیض، به ستوه آمده است. در نهایت، شعر با نوعی خودزنی و بازگشت به خویشتن در بیت آخر پایان می‌یابد که نشان از ناامیدی مطلق از اصلاحِ رفتارِ معشوق دارد.

معنای روان

بکش زارم چه دایم حرف از آزار می گویی تو خود آزار من کن از چه با اغیار می گویی

به جای آنکه مدام از آزار دادنِ من سخن بگویی، خودت دست به کار شو و مرا بکش؛ چرا که تو در این باره با رقیبانِ من گفتگو می‌کنی و از آن‌ها مشورت می‌گیری؟

نکته ادبی: واژه اغیار جمع غیر به معنای بیگانگان و رقیبان در فضای عاشقانه است و کنایه از کسانی است که نزد معشوق قرب دارند.

رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین چو من یک حرف گویم، گوییم بسیار می گویی

تو رقیبان مرا می‌بینی و سخنانشان را تک‌تک می‌شنوی و تحسین می‌کنی، اما وقتی من حتی یک کلمه حرف می‌زنم، مرا سرزنش می‌کنی و می‌گویی که زیاده‌گویی می‌کنم.

نکته ادبی: تضاد میان تحسینِ سخنِ رقیب و شماتتِ سخنِ عاشق، محورِ اصلیِ این بیت برای نشان دادنِ تبعیض است.

تغافل می زنی گر یک سخن صد بار می گویم و گر گویی جوابی روی بر دیوار می گویی

وقتی من از روی استیصال، حرفی را صد بار تکرار می‌کنم، تو خودت را به نشنیدن می‌زنی (تغافل می‌کنی)؛ و آن‌گاه هم که قرار است پاسخی به من بدهی، با روگردانی و بی‌اعتنایی، رو به دیوار می‌کنی.

نکته ادبی: تغافل به معنای خود را به غفلت زدن و نادیده انگاشتنِ عمدیِ مخاطب است که در اینجا اوجِ بی‌اعتنایی معشوق را می‌رساند.

حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرم پس از عمری که حرفی با من بیمار می گویی

تو عمداً از رقیبان برایم حرف می‌زنی تا از شدت غیرت و حسادت زودتر جان بدهم؛ و این رفتار در حالی است که پس از عمری انتظار، حالا که من بیمار و ناتوان شده‌ام، با من این‌گونه سخن می‌گویی.

نکته ادبی: غیرت در ادبیات کلاسیک به معنای حسادتِ عاشقانه‌ است و بیمار کنایه از عاشقی است که از فراق، جسم و جانش نزار شده است.

نگفتی حال خود تا بود یارای سخن وحشی مگر وقتی که نبود قوت گفتار می گویی

ای وحشی! تا زمانی که توانِ سخن گفتن داشتی، دردِ دل و حالِ خود را نگفتی؛ اکنون که دیگر نایِ سخن گفتن و رمقی برای ابرازِ احساسات نداری، تازه به حرف آمده‌ای؟

نکته ادبی: در اینجا شاعر با تخلصِ خود (وحشی) خطاب به خویشتن سخن می‌گوید که یکی از شگردهای ادبی برای نقدِ خود یا بازگشت به خویشتن است.

آرایه‌های ادبی

تغافل تغافل می زنی

اشاره به نادیده گرفتن عمدی عاشق توسط معشوق برای عذاب دادن او.

تخلص وحشی

نام شاعر در بیت پایانی که در اینجا برای خطاب به خود (تأمل درونی) به کار رفته است.

کنایه روی بر دیوار می گویی

کنایه از نهایت بی‌اعتنایی و پشت کردن به عاشق هنگام گفتگو.