گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۸۱

وحشی بافقی
چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی
ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی
چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری چو به غیر همعنان شد چو بلا گران رکابی
همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل ز میی که داغ آن می نرود به هیچ بابی
بگذار درس دانش که نهایتی ندارد ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، گویای رابطه‌ای عمیق میان عاشق و معشوق است که در آن، عاشق برای جلب‌توجه معشوق، حتی سرزنش و عتاب او را نیز به جان می‌خرد. فضا آکنده از دردِ هجران، اسارتِ دل در چنگال عشق و بیزاری از قیل و قال‌های علمی در برابر حقیقتِ سوزانِ عشق است.

شاعر در این ابیات، تضاد میان خواری و ذلت عاشق در پیشگاه معشوق و سنگینیِ نگاه معشوق به رقیبان را به تصویر می‌کشد و با استعاره‌هایی چون خرقه صلاح و کتاب عشق، تفاوت میان زهد ظاهری و مستیِ حقیقی را عیان می‌سازد.

معنای روان

چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی نه اگر برای لطفی به بهانهٔ عتابی

چه می‌شود اگر با مهربانی مرا خطاب کنی؟ و اگر هم قصد لطف و مهربانی نداری، حداقل به بهانه‌ی سرزنش کردن، با من سخن بگو.

نکته ادبی: عتاب در اینجا به معنای سرزنش است؛ شاعر نشان می‌دهد که حتی توجه منفی معشوق نیز از بی‌توجهی مطلق او بهتر است.

ته پای جان شکاری دل من به خون زند پر چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی

جانِ اسیرِ من، در پای تو از شدتِ رنج در حال جان دادن است، درست مانند کبوتری که در چنگالِ عقابی گرفتار شده و پرپر می‌زند.

نکته ادبی: به خون تپیدن کنایه از رنج و جان کندنِ عاشق در راه معشوق است و تضاد کبوتر و عقاب، نمادی از ناتوانی عاشق در برابر قدرت معشوق است.

چو منش رکاب بوسم چه سبک عنان سواری چو به غیر همعنان شد چو بلا گران رکابی

وقتی من خاکسارانه پای تو را می‌بوسم، تو با من مهربان و آسان‌گیر هستی؛ اما وقتی با دیگران همراه می‌شوی، همچون مصیبتی سنگین و غیرقابل‌تحمل می‌گردی.

نکته ادبی: سبک‌عنان به معنای کسی است که در حرکت آسان‌گیر است و گران‌رکاب به معنای کسی است که همراهی با او سخت و طاقت‌فرساست.

همه خرقهٔ صلاحم شده خارخار و گل گل ز میی که داغ آن می نرود به هیچ بابی

جامه زهد و پارسایی من به خاطر مستی و عشق، پاره‌پاره و لکه‌دار شده است؛ عشقی که رد و اثرش با هیچ توبه یا روشی پاک نمی‌شود.

نکته ادبی: خرقه صلاح نمادِ تظاهر به زهد است که با ورود عشق به دل، در هم می‌شکند و گل‌گل به لکه‌های قرمز می اشاره دارد که بر دامن پارسایی نشسته است.

بگذار درس دانش که نهایتی ندارد ز کتاب عشق وحشی بنویس یک دو بابی

درس‌های خشکِ دانش و کتاب‌های علمی که پایانی ندارند را کنار بگذار و بیا از کتابِ عشقِ پرشور و جنون‌آمیز، درسی بیاموز.

نکته ادبی: عشق وحشی به معنای عشقِ غیرعقلانی و شوریدگی است که برخلاف دانشِ رسمی، ریشه در درون انسان دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو کبوتری که افتد به تصرف عقابی

تشبیه دلِ عاشق به کبوتری ناتوان در برابر معشوقی که چون عقاب مقتدر است.

تضاد سبک‌عنان و گران‌رکابی

تضاد میان نرم‌خویی معشوق با عاشق و سخت‌گیری او در زمان همراهی با اغیار.

استعاره خرقهٔ صلاح

اشاره به ظاهرِ پارسایانه که در برابر قدرتِ می (عشق) از بین رفته است.