گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۷۷

وحشی بافقی
سبوی باده ای گویا به هر پیمانه ای خوردی ندارد یک خم این مستی مگر خمخانه ای خوردی
نه دأب آشنایانست با هم رطل پیمودن تو این می گوییا در صحبت بیگانه ای خوردی
نهادی سر به بد مستی و با دستار آشفته به بازار آمدی خوش بادهٔ رندانه ای خوردی
به حکمت باده خور جانان بدان ماند که این باده به بی باکی چو خود خوردی نه با فرزانه ای خوردی
شراب خون دل گرمی ندارد ورنه ای وحشی تو می دانی چه می ها دوش از پیمانه ای خوردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر در حال و هوای مستی و شوریدگی سروده شده است و شاعر با بهره‌گیری از نمادهای شراب و میخانه، به عمق بی‌پروایی و شور عاشقانه اشاره دارد.

شاعر به دنبال تبیین این نکته است که مستیِ بیش‌از‌حد، نشانه درآمیختن با عشقی است که فرد را از دایره عقل و عرف خارج کرده و به حالتی رندانه و سرکش می‌کشاند.

معنای روان

سبوی باده ای گویا به هر پیمانه ای خوردی ندارد یک خم این مستی مگر خمخانه ای خوردی

ظاهراً در هر پیمانه کوچک، به اندازه یک سبوی بزرگ شراب نوشیده‌ای؛ این‌قدر مستی و شوریدگی تو با یک ظرف کوچک جور در نمی‌آید و نشان می‌دهد که انگار از کلِ مخزن شراب نوشیده‌ای.

نکته ادبی: خمخانه به معنای انبار شراب است و در عرفان کنایه از منبع فیض یا عشق است.

نه دأب آشنایانست با هم رطل پیمودن تو این می گوییا در صحبت بیگانه ای خوردی

این رسم و آیینِ دوستان صمیمی نیست که در جمع، رطل‌های بزرگ شراب را با هم بنوشند؛ از طرز مستی تو پیداست که این شراب را در خفا و با غریبه‌ای که از آداب معاشرت بی‌خبر است نوشیده‌ای.

نکته ادبی: رطل پیمانه‌ای بزرگ برای شراب است و دأب به معنای شیوه و عادت می‌باشد.

نهادی سر به بد مستی و با دستار آشفته به بازار آمدی خوش بادهٔ رندانه ای خوردی

با رفتارهای ناهنجار ناشی از مستی و با دستار و ظاهری آشفته در بازار ظاهر شدی؛ گویا چنان از شرابِ رندی و بی‌قیدی نوشیده‌ای که آبرو و ظاهر برایت اهمیتی ندارد.

نکته ادبی: رندانه اشاره به سبک زندگی بی‌اعتنا به ملامتِ مردم و در عین حال آزادگی دارد.

به حکمت باده خور جانان بدان ماند که این باده به بی باکی چو خود خوردی نه با فرزانه ای خوردی

ای عزیز! با هوشمندی و درایت شراب بنوش، چرا که از بی‌باکی و رفتارت پیداست که این شراب را به تنهایی یا با فردی نادان نوشیدی و در مجلس تو، فرزانه و خردمندی حضور نداشته است.

نکته ادبی: به حکمت باده خوردن کنایه از نوشیدنِ با تدبیر و درکِ عمیقِ حقیقت است.

شراب خون دل گرمی ندارد ورنه ای وحشی تو می دانی چه می ها دوش از پیمانه ای خوردی

شرابِ حاصل از رنج و خون دل، آن گرمی و شورِ کافی را ندارد وگرنه حال و روز تو این‌گونه نبود. ای وحشی! خودت خوب می‌دانی که دیشب چه شراب‌های آتشینی از آن پیمانه مخصوص نوشیدی که این‌گونه مست و بی‌تابی.

نکته ادبی: شراب خون دل استعاره از غم و رنج است که در مقایسه با شورِ مستی، کم‌اثر تلقی شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شراب و باده

نماد عشق حقیقی یا مستیِ ناشی از شوریدگی و بی‌پروایی در راه معشوق.

کنایه رطل پیمودن

اشاره به کثرتِ نوشیدن و بی‌پروا بودن در مستی.

تخلص وحشی

اشاره شاعر به نام ادبی خود در بیت آخر برای تثبیت هویت اثر.