گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۶۳

وحشی بافقی
گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله ز بسکه بی تو خورم خون دل پیاله پیاله
خوش است بزمگه یار و نالهٔ نی مطرب ز دست یار کشیدن میان لاله پیاله
صفای خاطر رندان ز چله خانه نیابی به دیر رو که پر است از می دو ساله پیاله
بود علامت باران اشک خرمی ما شبی که بادهٔ روشن مه است و هاله پیاله
اگر به چشم تو دعوی نکرد از سر مستی چه شد که بر سر نرگس شکست ژاله پیاله
منه ز دست چو نرگس پیاله خاصه در این دم که لاله می دهد و می خورد غزاله پیاله
چگونه توبه کند وحشی از پیاله کشیدن که کرده اند به او در ازل حواله پیاله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل وحشی بافقی، پیاله را به عنوان نمادی چندگانه از رنج، سرمستی، وصال و سرنوشت به کار می‌گیرد. شاعر با پیوند دادنِ پیاله به خونِ دل در هجران و شرابِ ناب در بزمِ یار، میان غم و شادی در نوسان است و در نهایت، رندی و میگساری را سرنوشتِ محتومِ خود می‌داند.

فضای این اثر آمیزه‌ای از طبیعت‌گرایی و رندی است؛ جایی که نرگس و لاله و مهتاب با پیاله در هم تنیده شده‌اند. شاعر به زبانی فاخر اما روان، از جبرِ عاشقی سخن می‌گوید و توبه را برای کسی که از روز ازل سرنوشتش با پیاله گره خورده، بی‌معنا می‌داند.

معنای روان

گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله ز بسکه بی تو خورم خون دل پیاله پیاله

در نبودِ تو آنقدر خون دل خورده‌ام که پیاله‌ام مانند گل لاله، رنگ خون به خود گرفته است.

نکته ادبی: خون دل خوردن کنایه از رنج و اندوه عمیق است.

خوش است بزمگه یار و نالهٔ نی مطرب ز دست یار کشیدن میان لاله پیاله

بزمگاهِ یار با نالهٔ نی مطرب بسیار دلپذیر است؛ نوشیدنِ پیاله از دستِ یار در میانِ گل‌های لاله، حال و هوای خوشی دارد.

نکته ادبی: بزمگاه به معنای محل جشن و شادی است.

صفای خاطر رندان ز چله خانه نیابی به دیر رو که پر است از می دو ساله پیاله

آن صفایی که رندان در دل دارند، در عبادتگاه‌های خشک و خالی (چله‌خانه) پیدا نمی‌شود؛ به میخانه (دیر) برو که آنجا پیاله‌ها از شراب کهنه و ناب پر است.

نکته ادبی: تضاد بین چله‌خانه (زهد) و دیر (رندی).

بود علامت باران اشک خرمی ما شبی که بادهٔ روشن مه است و هاله پیاله

اشک‌های شادمانه ما نشانه‌ای از باران است، درست مثل شبی که مهتاب و هالهٔ دور آن، تصویری شبیه به پیاله در آسمان ساخته‌اند.

نکته ادبی: تصویرسازی لطیف بین هاله ماه و پیاله.

اگر به چشم تو دعوی نکرد از سر مستی چه شد که بر سر نرگس شکست ژاله پیاله

اگر چشمانت از روی مستی ادعایی (سرکشی) نکرد، پس چرا شبنم روی گلبرگ نرگس، پیاله را شکست؟

نکته ادبی: نرگس استعاره از چشم و شبنم استعاره از پیاله کوچک روی گل است.

منه ز دست چو نرگس پیاله خاصه در این دم که لاله می دهد و می خورد غزاله پیاله

مانند گل نرگس، پیاله را از دست نگذار، به‌ویژه در این زمان که گل‌های لاله پیشکش می‌کنند و غزال (زیبارویان) پیاله می‌نوشند.

نکته ادبی: اشاره به اینکه همه کائنات در حالِ خوش‌باشی‌اند.

چگونه توبه کند وحشی از پیاله کشیدن که کرده اند به او در ازل حواله پیاله

وحشی چگونه می‌تواند از پیاله دست بشوید و توبه کند، در حالی که از روز ازل، نوشیدنِ پیاله برای او تقدیر شده است؟

نکته ادبی: اشاره به جبرِ ازلیِ عاشق در باده‌نوشی.

آرایه‌های ادبی

تشبیه گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله

تشبیه رنگ پیاله به لاله به خاطر سرخی خون دل.

ایهام نرگس

هم به معنای گل نرگس و هم استعاره از چشم یار.

تضاد چله‌خانه و دیر

تقابل میان زهد خشک و طریق رندی و میگساری.

تکرار (ردیف‌گونه) پیاله

تکرار واژه پیاله در پایانِ مصراع‌ها برای تأکید بر محوریت موضوع.