گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۳۱

وحشی بافقی
اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن بعد ازین خوش عاشق بسیار خواهی داشتن
یک خریدار دگر ماندست و گر اینست وضع بیش ازین هم گرمی بازار خواهی داشتن
بندهٔ بسیار خواهی داشت در فرمان خویش گر چنین پروای خدمتکار خواهی داشتن
باغبانا خار در راه تماشاچی منه دایم این گلها مگر بر بار خواهی داشتن
ضبط خود کن وحشی این گستاخ گویی تابه کی باز می دانم که با او کار خواهی داشتن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل درونمایه‌ای از گلایه و سرزنشِ معشوق دارد که با بی‌مهری و بی‌توجهی، خریدارانِ عشق خود را فراری می‌دهد. شاعر با لحنی کنایه‌آمیز به معشوق هشدار می‌دهد که تداوم این رفتارِ متکبرانه و بی‌اعتنا، تنها به دوریِ دلباختگان و سردیِ بازارِ عشقِ او خواهد انجامید.

در پایان، شاعر با نوعی تضاد درونی، زبان به ملامتِ خویش می‌گشاید. او که در ابتدا با جسارت از معشوق انتقاد کرده بود، درمی‌یابد که نمی‌تواند از این بندِ عشق رهایی یابد و ناگزیر است به همان وضعیتِ پرنیازِ خود بازگردد.

معنای روان

اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن بعد ازین خوش عاشق بسیار خواهی داشتن

اگر قرار است به این شیوه، جانبِ رقیبان را بگیری و با آنان همراه شوی، دیری نخواهد گذشت که درگیرِ عاشقانِ فراوانی خواهی شد (که همچون خودت بی‌وفا هستند و قدر تو را نمی‌دانند).

نکته ادبی: اغیار جمعِ غیر است که در ادبیات کلاسیک به معنای بیگانگان و رقیبان در عشق به کار می‌رود.

یک خریدار دگر ماندست و گر اینست وضع بیش ازین هم گرمی بازار خواهی داشتن

تنها یک خریدارِ واقعی برای کالا و جلوهٔ تو باقی مانده است؛ اگر به همین روشِ بی‌مهری ادامه دهی، به‌زودی خواهی دید که چقدر در بازارِ عشق تنها می‌مانی (کنایه از سردی و بی‌رونقیِ بازارِ عاشقانه او).

نکته ادبی: استفاده از واژه «بازار» در اینجا استعاره از جایگاه و وضعیتِ معشوق در میان عاشقان است.

بندهٔ بسیار خواهی داشت در فرمان خویش گر چنین پروای خدمتکار خواهی داشتن

اگر همچنان این‌گونه با خادمان و دوستدارانِ خود رفتار کنی، به‌زودی درِ خانهٔ تو پر از بنده و خدمتکار خواهد شد (کنایه از اینکه هیچ‌کس از روی ارادتِ قلبی کنار تو نمی‌ماند و فقط برای رفعِ تکلیف نزدت خواهند بود).

نکته ادبی: پروای خدمتکار داشتن به معنای دلسوزی و رعایتِ حالِ زیردستان است.

باغبانا خار در راه تماشاچی منه دایم این گلها مگر بر بار خواهی داشتن

ای باغبان، خار در مسیرِ تماشاچیان و عاشقانی که به گلزارِ تو چشم دوخته‌اند قرار نده؛ مگر گمان می‌کنی این گل‌های زیبا را برای همیشه می‌توانی بر سرِ شاخه نگاه داری؟

نکته ادبی: باغبان استعاره‌ای از معشوق است که صاحبِ این گلستان (جمال) است.

ضبط خود کن وحشی این گستاخ گویی تابه کی باز می دانم که با او کار خواهی داشتن

وحشی، دیگر زبانِ تند و گستاخِ خود را کنترل کن و سخن کوتاه نما؛ زیرا نیک می‌دانم که به‌زودی دوباره ناچار خواهی شد به سوی او بازگردی و نیازمندش شوی.

نکته ادبی: وحشی تخلصِ شاعر (وحشی بافقی) است که در بیت آخر برای خطاب به خویشتن به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه گرمی بازار

اشاره به رونق و رواجِ چیزی است، اما در اینجا به صورت کنایه‌آمیز به معنای سردی و بی‌مشتری ماندنِ معشوق به کار رفته است.

استعاره باغبان

تمثیلی از معشوق است که اختیارِ گل‌های باغ (زیبایی و توجه) را در دست دارد.

تخلص وحشی

نامِ شعریِ شاعر که در بیت پایانی برای خطاب قرار دادنِ خود به کار رفته است.