گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۱۶

وحشی بافقی
ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیم بیهوده گرد کوچه و بازار عالمیم
دیوانه طینتیم زر و سنگ ما یکیست اینیم اگر عزیز و گر خوار عالمیم
با مرکز و محیط نداریم هیچ کار هست اینقدر که در خم پرگار عالمیم
ما مردمان خانه بدوشیم و خش نشین نی زان گروه خانه نگهدار عالمیم
حک کردنی چو نقطهٔ سهویم بر ورق ما خال عیب صفحه رخسار عالمیم
با سینه برهنه به شیران نهیم رو انصاف نیست ورنه جگردار عالمیم
وحشی رسوم راحت و آزار با هم است زین عادت بد است که آزار عالمیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات با لحنی قلندرانه و سرشار از بی‌پروایی و آزادگی، به تصویر کشیدن نگاه متفاوت خود به جهان هستی می‌پردازد. او خود را وصله‌ای ناجور در نظامِ عالم می‌بیند که از قید و بندهای مادی و دلبستگی‌های رایجِ مردمِ دنیا رها شده است.

درونمایه اصلی این سروده، حس بیگانگیِ شاعر با عرف و عادت‌هایِ مرسومِ زندگیِ دنیوی است. او با زبانی متواضعانه اما در عین حال جسورانه، اعتراف می‌کند که این نگرشِ متفاوتش، او را در انظارِ دیگران به فردی نامتعارف و حتی مزاحم تبدیل کرده است؛ با این حال، او بر این شیوه‌ی زندگیِ خود پای می‌فشارد.

معنای روان

ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیم بیهوده گرد کوچه و بازار عالمیم

ما با قوانین و رسم و رسوم این دنیا غریبه هستیم و بیهوده و سرگردان در کوچه و بازار این جهان می‌گردیم.

نکته ادبی: اجنبی در اینجا به معنای غریبه و دور از رسوم است و قاعده اشاره به سنت‌هایِ جاری در زندگیِ اجتماعی دارد.

دیوانه طینتیم زر و سنگ ما یکیست اینیم اگر عزیز و گر خوار عالمیم

سرشت و طبیعتی دیوانه‌وار داریم؛ برای ما طلا و سنگ هیچ تفاوتی ندارد و فرقی نمی‌کند در نظر مردم عزیز باشیم یا خوار و ذلیل.

نکته ادبی: طینت به معنای سرشت و نهاد است. برابریِ طلا و سنگ، کنایه از زهد و رهایی از تعلقات مادی است.

با مرکز و محیط نداریم هیچ کار هست اینقدر که در خم پرگار عالمیم

ما کاری به مرکز و محیط (نظمِ دایره‌وارِ هستی) نداریم و تنها در محدوده و خمِ پرگارِ این دنیا گرفتار شده‌ایم.

نکته ادبی: اشاره به اصطلاحات هندسی دایره و پرگار که استعاره از سرنوشت و مقدراتِ محتومِ عالم است.

ما مردمان خانه بدوشیم و خش نشین نی زان گروه خانه نگهدار عالمیم

ما مردمی آواره و بی‌خانمان و گوشه‌نشین هستیم و از آن گروهی که به حفظ خانه و تعلقات دنیا دل بسته‌اند، نیستیم.

نکته ادبی: خانه بدوش کنایه از آزادی از قیدِ تعلقات و وابستگی‌هایِ دنیوی است و خش‌نشین به معنای تواضع و دوری از جاه‌طلبی است.

حک کردنی چو نقطهٔ سهویم بر ورق ما خال عیب صفحه رخسار عالمیم

ما مانند یک نقطه خطا بر روی کاغذ هستیم؛ در واقع ما لکه‌ی ننگی بر صفحه زیبای چهره این عالم هستیم.

نکته ادبی: تشبیه شاعر به خالِ عیب، نشان‌دهنده نوعی خودکم‌بینیِ عارفانه است که خود را در نظام هستی، وصله‌ای ناجور می‌بیند.

با سینه برهنه به شیران نهیم رو انصاف نیست ورنه جگردار عالمیم

با سینه‌ای بی‌سپر به استقبال شیران (مشکلات و خطرات) می‌رویم؛ اگر دیگران این را باور ندارند، بی‌انصافی کرده‌اند، زیرا ما در شجاعت در این عالم سرآمد هستیم.

نکته ادبی: شیران استعاره از مشکلاتِ مهلک و خطرناکِ زندگی است که شاعر با بی‌باکی با آن‌ها مواجه می‌شود.

وحشی رسوم راحت و آزار با هم است زین عادت بد است که آزار عالمیم

ای وحشی، در این عالم آسایش و رنج همیشه با هم پیوند دارند و به دلیل همین عادتِ ناپسندِ ماست که باعث آزارِ دیگران می‌شویم.

نکته ادبی: استفاده از تخلص (وحشی) در پایان غزل، خطاب به خویشتن است و بیانگرِ پذیرشِ مسئولیتِ ناهمگونیِ خود با دیگران.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) زر و سنگ، عزیز و خوار، راحت و آزار

تقابل واژگان برای نشان دادن تساوی امور دنیوی در نظر شاعر.

تشبیه چو نقطهٔ سهویم بر ورق

شاعر برای بیان کوچکی و بی‌ارزشیِ خود نزدِ عالمیان، خود را به لکه یا نقطه خطا بر کاغذ تشبیه کرده است.

استعاره شیران

شیران نماد و استعاره از مشکلاتِ بزرگ و هولناکِ زندگی است که شاعر بی‌باکانه با آن‌ها روبرو می‌شود.