گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۱۰

وحشی بافقی
جانا چه واقعست بگو تا چه کرده ایم با ما چه شد که بد شده ای ما چه کرده ایم
آیا چه شد که پهلوی ما جا نمی کنی از ما چه کار سرزده بیجا چه کرده ایم
بندد کمر به کشتن ما هر که بنگریم چون است ما به مردم دنیا چه کرده ایم
وحشی به پای دار چو ما را برند خلق از بهر چیست اینهمه غوغا چه کرده ایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، روایت‌گرِ حیرت و اندوهِ عاشقی است که خود را در چنبره‌ی بی‌مهری محبوب و دشمنیِ جهانیان گرفتار می‌بیند. شاعر با زبانی پرسش‌گر و سرشار از استیصال، به دنبال یافتنِ پاسخی برای این دوری و کینه‌توزی است و در فضایِ ملال‌آورِ آن، بی‌گناهیِ خویش را در برابرِ اتهاماتی که نمی‌داند چیست، فریاد می‌زند.

درون‌مایه‌ی اصلی این ابیات، تنهاییِ وجودی و بیگانگیِ شاعر با محیط پیرامون است که در آن، هر حرکتی به سویِ کمال یا عشق، با خشم و قضاوتِ ناعادلانه‌ی اطرافیان مواجه می‌شود.

معنای روان

جانا چه واقعست بگو تا چه کرده ایم با ما چه شد که بد شده ای ما چه کرده ایم

ای محبوب، چه اتفاقی افتاده است؟ به من بگو که چه خطایی از من سر زده است؟ چه تغییری در احوال ما رخ داده که این‌گونه با من سرد و تندخو شده‌ای؟ آخر من چه کرده‌ام؟

نکته ادبی: «جانا» به معنای ای جانِ من و منادا است که برای جلبِ توجه و ابرازِ عاطفه به کار رفته است.

آیا چه شد که پهلوی ما جا نمی کنی از ما چه کار سرزده بیجا چه کرده ایم

چه پیش آمده که دیگر در کنار من نمی‌نشینی و از من دوری می‌کنی؟ چه کار نادرست و نابجایی از من دیده شده که باعثِ این فاصله‌گیری شده است؟

نکته ادبی: «پهلوی ما جا نمی‌کنی» کنایه‌ای است از بی‌اعتنایی، دوری و گسستنِ رابطه‌ی عاطفی.

بندد کمر به کشتن ما هر که بنگریم چون است ما به مردم دنیا چه کرده ایم

به هر کسی که می‌نگرم، گویی کمر به نابودی و قتل من بسته است. حیرانم که با مردمِ این دنیا چه کرده‌ام که همگی این‌گونه دشمنی می‌ورزند؟

نکته ادبی: «کمر به کشتن بستن» کنایه از اراده‌ی قوی برای دشمنی و از میان بردنِ کسی است.

وحشی به پای دار چو ما را برند خلق از بهر چیست اینهمه غوغا چه کرده ایم

ای وحشی، وقتی مردم ما را به سوی چوبه‌ی دار می‌برند، این همه هیاهو و غوغا برای چیست؟ مگر ما چه گناه بزرگی مرتکب شده‌ایم که مستحق چنین مجازاتی هستیم؟

نکته ادبی: «پای دار» نمادِ اوجِ مظلومیت و مجازاتِ ناعادلانه است و «وحشی» تخلص شاعر در بیت پایانی است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری تمامی ابیات

پرسش‌های مکرر شاعر نه برای دانستن، بلکه برای نشان دادنِ حیرت و تأکید بر بی‌گناهی خویش است.

کنایه بندد کمر به کشتن

اشاره به عزم جزم و دشمنیِ عمیقِ اطرافیان برای ضربه زدن به شاعر.

تخلص وحشی

نام ادبی شاعر در بیت آخر که نشان‌دهنده‌ی هویت گوینده است.