گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۳۰۹

وحشی بافقی
دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم در گوشهٔ باغی می نابی نکشیدیم
چون سبزه قدم بر لب جویی ننهادیم چون لاله قدح بر لب آبی نکشیدیم
بر چهره کشیدیم نقاب کفن افسوس کز چهرهٔ مقصود نقابی نکشیدیم
بسیار عذابی که کشیدیم ولیکن دشوارتر از هجر عذابی نکشیدیم
وحشی به رخ ما در فیضی نگشودند تا پای طلب از همه بابی نکشیدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، دردی‌نامه و مرثیه‌ای است بر روزگاری که بیهوده سپری شده است. شاعر با بهره‌گیری از تصاویر طبیعت و لحظات خوشِ گذشته، فقدانِ نشاط و رهایی را به تصویر می‌کشد و دریغ و حسرتِ خود را از نرسیدن به مقصودِ اصلی زندگی ابراز می‌دارد.

در لایه‌های عمیق‌تر، این شعر سفری است از دنیای لذت‌های مادی به سوی رنجِ هجران و در نهایت رسیدن به درکِ عرفانی؛ جایی که شاعر اعتراف می‌کند تا زمانی که بندهای تعلق به دنیا گسسته نشود و چشم طمع از درهای مختلف بسته نگردد، درهای فیضِ الهی گشوده نخواهد شد.

معنای روان

دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم در گوشهٔ باغی می نابی نکشیدیم

مدت‌های مدیدی است که دیگر به شیوه رندان، آزاد و بی‌قید و بند به عیش و نوش نپرداخته‌ایم و در خلوت دل‌انگیز باغی، از لذتِ خالص و ناب بی‌بهره مانده‌ایم.

نکته ادبی: واژه «رندانه» به معنای آزادگی و بی‌قیدیِ عارفانه و «شراب» در اینجا استعاره از شور و حال و لذت معنوی یا دنیوی است.

چون سبزه قدم بر لب جویی ننهادیم چون لاله قدح بر لب آبی نکشیدیم

مانند سبزه که کنار جوی آب می‌روید، ما نیز در دامن طبیعت قدم نگذاشتیم و همچون گل لاله که جام‌مانند است، لبان خود را با نوشیدنِ لذت و شادی (مانند شبنم بر لب آب) تازه نکردیم.

نکته ادبی: تشبیه «چون سبزه» و «چون لاله» برای تصویرسازیِ محرومیت از طراوت و شادابی به کار رفته است.

بر چهره کشیدیم نقاب کفن افسوس کز چهرهٔ مقصود نقابی نکشیدیم

افسوس که به جای کشف حقیقت زندگی، گویی نقابِ مرگ و کفن را بر چهره کشیدیم؛ چرا که هرگز نتوانستیم حجاب را از چهره‌ی اصلیِ مقصود و هدفِ حقیقی کنار بزنیم.

نکته ادبی: تضاد ظریفی میان «نقاب کفن» (مرگ) و «نقاب مقصود» (حقیقت) برقرار است که نشان‌دهنده ناکامی در شناختِ خویشتن است.

بسیار عذابی که کشیدیم ولیکن دشوارتر از هجر عذابی نکشیدیم

ما در طول زندگی خود سختی‌ها و دردهای بسیاری را متحمل شده‌ایم، اما بی‌تردید هیچ دردی بالاتر، سنگین‌تر و جانکاه‌تر از دردِ دوری و جدایی از یار نبوده است.

نکته ادبی: تکرار فعل «کشیدیم» در معانی مختلف (تحمل کردن رنج، نوشیدن شراب، کنار زدن نقاب) که ایهام تناسبِ زیبایی ساخته است.

وحشی به رخ ما در فیضی نگشودند تا پای طلب از همه بابی نکشیدیم

ای وحشی، درهای لطف و عنایت الهی به روی ما باز نشد، مگر پس از آنکه از همه جا ناامید شدیم و دیگر برای رسیدن به خواسته‌هایمان به درِ هر خانه‌ای نرفتیم و از تقلا دست کشیدیم.

نکته ادبی: «پای طلب کشیدن» کنایه از دست برداشتن از تلاش بیهوده و تسلیمِ محض در برابر اراده‌ی الهی است.

آرایه‌های ادبی

ایهام تناسب کشیدیم

این واژه در ابیات مختلف در معانی گوناگون (نوشیدن، تحمل کردن، کنار زدن، عقب کشیدن) به کار رفته که به غنای موسیقایی شعر افزوده است.

تشبیه چون سبزه... چون لاله

تشبیه خود به عناصر طبیعی برای نشان دادن حسرتِ از دست دادن طراوت و زیبایی زندگی.

استعاره نقاب کفن

استعاره از مرگ‌آگاهی یا افسردگیِ ناشی از بی‌ثمر بودنِ عمر، که مانعِ دیدنِ حقیقت شده است.