گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۲۸۲

وحشی بافقی
ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم گر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم
پیش ما یاقوت یاقوتست و گوهر گوهر است دأب ما اینست یعنی قدر گوهر نشکنیم
هر متاعی را در این بازار نرخی بسته اند قند اگر بسیار شد ما نرخ شکر نشکنیم
عیب پوشان هنر بینیم ما طاووس را پای پوشانیم اما هرگزش پر نشکنیم
ما درخت افکن نه ایم آنها گروهی دیگرند با وجود سد تبر، یک شاخ بی بر نشکنیم
به که وحشی را در این سودا نیازاریم دل بیش از اینش در جراحت نوک نشتر نشکنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این غزل، تکیه بر وفاداری، پایبندی به اصول اخلاقی و حفظ حرمت‌ها در تمامی شرایط زندگی است. شاعر از زبانی سرشار از وقار و استواری استفاده می‌کند تا نشان دهد که تعهد، پیمانی تغییرناپذیر است و انسان آزاده نباید تحت تأثیر ناملایمات یا تغییرات ظاهری بازارِ دنیا، از عهد و پیمان خود دست بکشد.

علاوه بر موضوع وفاداری، شاعر بر دیدگاهِ مثبت‌نگر و مداراجویانه تأکید دارد. او بر این باور است که باید با دیدن زیبایی‌ها و نادیده گرفتنِ عیب‌های ناگزیر، روحیه‌ای لطیف و سازنده داشت و از تخریبِ داشته‌ها یا آزار دادنِ دیگران، حتی در اوجِ درد و رنجِ شخصی، پرهیز کرد.

معنای روان

ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم گر همه زهرست چون خوردیم ساغر نشکنیم

ما زمانی که با کسی عهد و پیمانی می‌بندیم، هرگز آن را نمی‌شکنیم. حتی اگر این پیمان مانند نوشیدن زهر تلخ و ناگوار باشد، ما آن جام را به احترامِ عهدمان می‌نوشیم و پیمان‌شکنی نمی‌کنیم.

نکته ادبی: شکستن ساغر کنایه از برهم زدنِ عهد و وفا است.

پیش ما یاقوت یاقوتست و گوهر گوهر است دأب ما اینست یعنی قدر گوهر نشکنیم

در نظر ما، ارزش یاقوت و گوهر همیشه ثابت و معلوم است و ما هرگز حقیقتِ ارزش‌ها را نادیده نمی‌گیریم؛ شیوه و عادت ما این است که حرمتِ افراد و اشیاء ارزشمند را پاس بداریم.

نکته ادبی: دأب در زبان عربی به معنای عادت و روشِ همیشگی است.

هر متاعی را در این بازار نرخی بسته اند قند اگر بسیار شد ما نرخ شکر نشکنیم

در بازارِ دنیا برای هر کالایی قیمتی تعیین کرده‌اند، اما ما اگر قند هم فراوان شود و قیمتش افت کند، باز هم ارزش و جایگاهِ شکر را پایین نمی‌آوریم.

نکته ادبی: نرخ شکستن کنایه از تحقیر کردن یا کم ارزش جلوه دادن است.

عیب پوشان هنر بینیم ما طاووس را پای پوشانیم اما هرگزش پر نشکنیم

ما نگاهی هنر‌بین و عیب‌پوش داریم، همانند کسی که پای طاووس را نادیده می‌گیرد تا زیبایی پرهای او را مخدوش نکند و آن را خراب نسازد.

نکته ادبی: اشاره به حکایت مشهور زشتیِ پای طاووس که مانع لذت بردن از زیبایی پرهایش نمی‌شود.

ما درخت افکن نه ایم آنها گروهی دیگرند با وجود سد تبر، یک شاخ بی بر نشکنیم

ما از دسته‌ای نیستیم که درختان را قطع می‌کنند و نابود می‌سازند؛ ما چنان مهربانیم که حتی اگر صد تبر هم در دست داشته باشیم، یک شاخه حتی اگر بی‌ثمر باشد را قطع نمی‌کنیم.

نکته ادبی: درخت‌افکن استعاره از افراد بی‌رحم و تخریب‌گر است.

به که وحشی را در این سودا نیازاریم دل بیش از اینش در جراحت نوک نشتر نشکنیم

بهتر است که در این دنیای پر از سودا و درد، دلِ «وحشی» را بیش از این آزار ندهیم؛ چرا که زخمِ دلِ او عمیق است و نباید با نیشتر زدن، آن را باز کرد و رنجش را افزون نمود.

نکته ادبی: وحشی تخلص شاعر است که در بیت پایانی برای اشاره به خود آورده شده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نرخ شکستن

به معنای تحقیر کردن، بی‌ارزش دانستن و تخفیفِ مقامِ کسی یا چیزی.

تلمیح پای طاووس

اشاره به باورِ عامیانه مبنی بر زیبایی پرهای طاووس و زشتیِ پاهای او که باید پنهان شود.

استعاره درخت‌افکن

نماد افرادی که به سادگی اقدام به تخریب و نابودیِ آفریده‌ها یا دستاوردها می‌کنند.

تخلص وحشی

نام تخلص شاعر در بیت پایانی که جهت خطاب قرار دادنِ خویش به کار رفته است.