گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۲۵۲

وحشی بافقی
بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش
بود جهان جهان فریب از پی جان مضطرب آمدن و گذشتن و رفتن و ایستادنش
ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا طرز خرام کردن و پا به زمین نهادنش
جذب محبتش کشد، هست بهانه ای و بس اینهمه تند گشتن و در پی من فتادنش
وحشی اگر چنین بود وضع زمانه بعد ازین وای بر آن که باید از مادر دهر زادنش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی از کشمکش‌های درونی عاشق با معشوق و تأملی بدبینانه بر ماهیت فریبنده و ناپایدار جهان است. شاعر در این ابیات، ابتدا از دگرگونی رفتار معشوق سخن می‌گوید که چگونه با سخنی نرم، شکایت‌های عاشق را به سکوت وامی‌دارد و سپس به توصیف ویژگی‌های سحرآمیزِ گام برداشتن معشوق می‌پردازد.

در لایه‌های عمیق‌تر، شاعر هستی را عالمی پر از نیرنگ می‌بیند که جانِ آدمی را بی‌قرار می‌کند. در پایان، او با دیدگاهی رندانه و تلخ، با بهره‌گیری از تخلص خود، بر بیهودگی و سختیِ زیستن در چنین روزگاری تأکید کرده و برای آیندگان که ناچار به ورود به این دایره‌ی هستی هستند، دلسوزی می‌کند.

معنای روان

بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش عذر عتاب گفتن و وعدهٔ وصل دادنش

زبان من که آماده‌ی گله و شکایت بود، همین که معشوق لب به سخن گشود و بابت تندی‌های گذشته‌اش عذرخواهی کرد و وعده‌ی دیدار داد، از گفتن شکایت بازماند.

نکته ادبی: عتاب به معنای سرزنش و عذرخواهیِ معشوق، نشان‌دهنده‌ی تغییر لحن از قهر به آشتی است.

بود جهان جهان فریب از پی جان مضطرب آمدن و گذشتن و رفتن و ایستادنش

این دنیا سرتاسر فریب و نیرنگ است و تنها کارش مضطرب کردن جان آدمی است؛ چرا که ماهیت آن چیزی جز آمد و شد و ناپایداری و هرگز ثابت نماندن نیست.

نکته ادبی: عبارت «جهان جهان فریب» آرایه‌ی تکرار است که بر کثرت نیرنگ‌های دنیا تأکید دارد.

ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا طرز خرام کردن و پا به زمین نهادنش

شیوه‌ی راه رفتن و گام نهادن معشوق بر زمین چنان دلفریب است که گویی از هر قدمش ناز و عشوه برمی‌خیزد و از هر حرکتش در هوا، فتنه‌انگیزی پراکنده می‌شود.

نکته ادبی: دماندن در اینجا به معنای رویاندن و برانگیختن است که استعاره‌ای برای جلوه‌گریِ تمام‌عیار معشوق است.

جذب محبتش کشد، هست بهانه ای و بس اینهمه تند گشتن و در پی من فتادنش

دلیل اصلیِ پیوند ما، همان کششِ درونی و عشق است و این تندی کردن‌های معشوق و به دنبال من افتادن‌هایش، همگی تنها بهانه‌ای برای پنهان کردن این حقیقت است.

نکته ادبی: تند گشتن در اینجا به معنای خشمگین شدن یا با شتاب حرکت کردن است که در سیاق کلام، بهانه‌جوییِ معشوق را نشان می‌دهد.

وحشی اگر چنین بود وضع زمانه بعد ازین وای بر آن که باید از مادر دهر زادنش

ای وحشی، اگر روزگار و جهانِ ما پس از این نیز به همین منوالِ فریب و بی‌وفایی باشد، وای به حال کسی که در آینده قرار است از مادرِ دنیا زاده شود.

نکته ادبی: مادر دهر استعاره‌ای از روزگار است و شاعر در اینجا تخلص خود را آورده است.

آرایه‌های ادبی

تناقض عذر عتاب

تضاد میان خشمِ گذشته و وعده‌ی وصل که موجب سکوت عاشق شده است.

تشخیص مادر دهر

نسبت دادن ویژگی مادری به روزگار و جهان هستی.

مبالغه ناز دماند از زمین، فتنه فشاند از هوا

بزرگ‌نمایی در تأثیرِ گام برداشتن معشوق بر محیط اطراف.

تکرار جهان جهان فریب

تکرار واژه‌ی جهان برای تأکید بر وسعت و شمول فریبندگیِ دنیا.