گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۲۴۷

وحشی بافقی
ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش خون چون من بیکسی آسان توان بردن ز پیش
هست بیش از طاقت من بار اندوه فراق بیش ازین طاقت ندارم گفته ام سد بار بیش
ناوکت گفتم زدل بگذشت رنجیدی به جان جان من گفتم خطایی مگذران از لطف خویش
از کدامین درد خود نالم که از دست غمت سینه ام چون دل فکار است و درون چون سینه ریش
نوش عشرت نیست وحشی در جهان بی نیش غم آرزوی نوش اگر داری منال از زخم نیش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه‌شعر در فضای حزن‌آلود و عاشقانه سروده شده است که در آن شاعر به شکایت از ستم و بی‌توجهی معشوق می‌پردازد. مضمون اصلی، بیان درد جانکاه هجران و ناتوانی عاشق در تحمل بار سنگین آن است.

در بخش پایانی، شاعر نگاهی فلسفی به رنج و لذت دنیا دارد و به خود نهیب می‌زند که برای رسیدن به هر خوشی، ناگزیر باید تلخی‌ها و زخم‌ها را به جان خرید.

معنای روان

ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش خون چون من بیکسی آسان توان بردن ز پیش

آن معشوقِ ستمگر، خونم را ریخت و بی‌اعتنا گذشت؛ کشتنِ کسی که چون من تنها و بی‌کس است، برای او کار آسانی است.

نکته ادبی: بیداد‌کیش به معنای کسی است که آیین و روش او ظلم است.

هست بیش از طاقت من بار اندوه فراق بیش ازین طاقت ندارم گفته ام سد بار بیش

سنگینیِ اندوهِ دوری از تو، فراتر از توان من است. بارها به تو گفته‌ام که دیگر بیش از این تحملِ درد ندارم.

نکته ادبی: تکرار واژه بیش برای تأکید بر شدتِ رنج به کار رفته است.

ناوکت گفتم زدل بگذشت رنجیدی به جان جان من گفتم خطایی مگذران از لطف خویش

وقتی به تو گفتم تیرِ نگاهت دلم را شکافت، از حرفم آزرده شدی؛ ای جانِ من، با بزرگواری از این خطایِ من بگذر و آن را نادیده بگیر.

نکته ادبی: استعاره از ناوک برای اشاره به تیرِ نگاهِ تیزِ معشوق.

از کدامین درد خود نالم که از دست غمت سینه ام چون دل فکار است و درون چون سینه ریش

از کدام دردِ خود بنالم؟ که به خاطرِ دوریِ تو، سینه و دلم هر دو مجروح و دردمند گشته است.

نکته ادبی: تشبیه سینه به دلِ فکار برای نشان دادن عمقِ جراحتِ درونی.

نوش عشرت نیست وحشی در جهان بی نیش غم آرزوی نوش اگر داری منال از زخم نیش

ای وحشی، در این جهان لذت و خوشی بدونِ درد و غم وجود ندارد. اگر خواهانِ شهدِ خوشبختی هستی، از نیشِ غم گلایه مکن.

نکته ادبی: تضاد میان نوش و نیش برای بیانِ پیوندِ جدایی‌ناپذیرِ خوشی و رنج.

آرایه‌های ادبی

تضاد نوش و نیش

بهره‌گیری از دو واژه متضاد برای بیانِ اینکه شادی و غم در دنیا پیوسته و همراه یکدیگرند.

استعاره ناوک

تیرِ نگاهِ معشوق که به قلبِ عاشق اصابت کرده است.

تشبیه سینه ام چون دل فکار

مانند کردنِ سینه به دلی که مجروح و خسته است.