گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۲۲۳

وحشی بافقی
دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر که دلم بهانه جو شد من از و بهانه جوتر
گله گر کنم ز خویت بجز اینقدر نباشد که شوند اگر تو خواهی قدری ازین نکوتر
همه رنگ حیله بینم پس پردهٔ فریبت برو ای دو رو که هستی ز گل دور و دوروتر
تو نه مرغ این شکاری پی صید دیگری رو که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر
نه خوش آمده است وحشی تو غریب خوش ادایی همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازه گوتر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتاب‌دهنده‌ی روحیه‌ی پرسش‌گر، عتاب‌آلود و در عین حال هوشیارِ سراینده نسبت به معشوقی است که به ریاکاری و ناپایداری متهم شده است. شاعر با زبانی فاخر اما صریح، پرده از نیرنگ‌های معشوق برمی‌دارد و با اتکا به عزت‌نفس خویش، او را از دایره‌ی توجه خود خارج می‌کند.

درون‌مایه‌ی اصلی اثر، نفیِ سلطه‌ی عاطفیِ معشوق و دعوت او به دوری جستن از شاعر است؛ چرا که شاعر نه تنها به ماهیتِ دوگانه‌ی او پی برده، بلکه رقیبی قدرتمند (عقاب) را در میدان می‌بیند که جایگاه معشوق را در نگاه او متزلزل کرده است.

معنای روان

دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر که دلم بهانه جو شد من از و بهانه جوتر

به قلب و خوی خود بگو که ملایم‌تر و نرم‌تر شوند؛ چرا که دلم بهانه‌گیر شده و من از آن هم بهانه‌گیرتر هستم.

نکته ادبی: تکرار واژه‌ی بهانه‌جو برای تاکید بر شدتِ روحیه‌ گله‌مندی شاعر و کلافگیِ او از وضعیت موجود است.

گله گر کنم ز خویت بجز اینقدر نباشد که شوند اگر تو خواهی قدری ازین نکوتر

اگر از رفتارت گله می‌کنم، تنها مقصودم این است که بگویم اگر خودت بخواهی، می‌توانی از این وضعیت بسیار بهتر و شایسته‌تر رفتار کنی.

نکته ادبی: واژه قدری در اینجا به معنایِ اندکی و برای تعدیلِ شدتِ گله‌مندی به کار رفته تا راهی برای آشتی یا تغییرِ وضعیت باز بگذارد.

همه رنگ حیله بینم پس پردهٔ فریبت برو ای دو رو که هستی ز گل دور و دوروتر

پشت پرده‌ی ترفندها و نیرنگ‌های تو، جز رنگِ ریا و حیله نمی‌بینم؛ دور شو ای دورو، که تو از ذاتِ لطیف و بی‌آلایشِ گل، بسیار دور هستی.

نکته ادبی: استفاده از تضاد میان دو رو (منافق) و گل (نماد لطافت و یک‌رنگی) برای تحقیر و طرد مخاطب به کار رفته است.

تو نه مرغ این شکاری پی صید دیگری رو که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر

تو شایسته‌ی این میدان و این شکار نیستی، پس به دنبال صید دیگری برو؛ چرا که رقیبی قدرتمند (همچون عقاب) برای ربودن این دل (کبوتر) از راه رسیده است.

نکته ادبی: کبوتر استعاره از معشوق و عقاب استعاره از رقیبی چیره و مسلط است که فضای صید را تسخیر کرده است.

نه خوش آمده است وحشی تو غریب خوش ادایی همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازه گوتر

ای وحشی، این رفتار و شیرین‌زبانیِ غریب و خاص تو، آن‌طور که باید دلنشین نیامده است؛ تو همیشه سبک‌های نوینی در سخن داری، اما کیست که بتواند تازه‌تر و زیباتر از تو سخن بگوید؟

نکته ادبی: وحشی تخلص شاعر است که در بیت پایانی به خود خطاب کرده و به تواناییِ خویش در نوآوریِ ادبی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره کبوتر و عقاب

استعاره از معشوقِ گریزان و رقیبی که بر صحنه تسلط یافته است.

تضاد دو رو و گل

تقابل میان ریاکاری و دورویی با لطافت و صفای گل.

تخلص وحشی

اشاره‌ی شاعر به نام هنری خود در بیت آخر.

مبالغه بهانه جوتر

اغراق در وضعیت روحیِ شاعر برای تاکید بر عمق نارضایتی.