گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۲۱۳

وحشی بافقی
یاران خدای را به سوی او گذر کنید باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید
در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن است چون آه ما زبان خود آتش اثر کنید
آتش زبان شوید و بگویید حال ما هنگام حال گفتن ما دیده تر کنید
از حال ما چنانکه درو کارگر شود آن بی محل سفر کن ما را خبر کنید
منعش کنید از سفر و در میان منع اغراق در صعوبت رنج سفر کنید
گر خود شنید جان ز من و مژده از شما ور نشنود مباد که اینجا گذر کنید
وحشی گر این خبر شنود وای بر شما از آتش زبانه کش او حذر کنید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، فریادی است سرشار از استیصال و اندوهِ عاشقی که از یاران خود می‌خواهد با پادرمیانی، مانع از سفرِ معشوق شوند. در این فضا، شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های آتشین، سعی دارد اهمیت و فوریتِ این درخواست را به دوستانش القا کند.

لحنِ اثر، ملتمسانه و در عین حال هشداردهنده است؛ شاعر میانِ آتشِ اشتیاقِ سوزانِ خود و تصمیمِ معشوق برای رفتن، در تلاطم است و یارانش را مسئولِ نهاییِ این تغییرِ سرنوشت می‌داند.

معنای روان

یاران خدای را به سوی او گذر کنید باشد کش این خیال ز خاطر بدر کنید

ای یاران، برای رضای خدا نزدِ معشوق بروید، شاید بتوانید این اندیشه و خیالِ سفر را از سرِ او بیرون کنید.

نکته ادبی: ترکیب «خدای را» به معنای «برای رضای خدا» است و «بدر» به معنای بیرون است.

در ما ز دست آتش و بر عزم رفتن است چون آه ما زبان خود آتش اثر کنید

وجودِ من از آتشِ دوری و شوق می‌سوزد و او تصمیم به رفتن دارد؛ شما باید سخنانِ خود را چنان نافذ و آتشین کنید که همچون آهِ من در وجودش اثر بگذارد.

نکته ادبی: «آتش اثر» کنایه از تاثیرگذار بودنِ عمیق و سوزناک است.

آتش زبان شوید و بگویید حال ما هنگام حال گفتن ما دیده تر کنید

با زبانی آتشین و نافذ، شرحِ حالِ پریشانِ ما را به او بگویید و هنگامِ گفتنِ این سخنان، چشمانتان را با اشک، تر کنید.

نکته ادبی: «آتش زبان» کنایه از فصاحت و سخنوریِ تاثیرگذار است.

از حال ما چنانکه درو کارگر شود آن بی محل سفر کن ما را خبر کنید

به آن کسی که بی‌موقع قصدِ سفر دارد، شرحِ احوالِ ما را چنان بازگویید که در دلش اثر کند و او را از تصمیمش منصرف سازد.

نکته ادبی: «کارگر شدن» به معنای تاثیر گذاشتن است.

منعش کنید از سفر و در میان منع اغراق در صعوبت رنج سفر کنید

او را از رفتن بازدارید و در حینِ نصیحت کردن، سختی‌ها و رنج‌های مسیرِ سفر را برای او اغراق‌آمیز جلوه دهید تا منصرف شود.

نکته ادبی: «صعوبت» به معنای دشواری و سختی است.

گر خود شنید جان ز من و مژده از شما ور نشنود مباد که اینجا گذر کنید

اگر او سخنِ شما را شنید و پذیرفت که مژده‌ای برای من است، اما اگر نپذیرفت، دیگر نزدِ من بازنگردید و از اینجا عبور نکنید.

نکته ادبی: «جان ز من» اشاره به بازگشتِ زندگی و امید به شاعر دارد.

وحشی گر این خبر شنود وای بر شما از آتش زبانه کش او حذر کنید

اگر من (وحشی) خبرِ این ناکامی یا رفتنِ او را بشنوم، وای بر شما، چرا که باید از آتشِ سوزانِ خشم و اندوهِ من که چون شعله‌ای بلند می‌شود، بترسید.

نکته ادبی: «آتش زبانه کش» کنایه از خشم و سوزِ درونیِ شدید است.

آرایه‌های ادبی

کنایه آتش اثر

کنایه از تاثیرگذار بودن کلام و نفوذ در دل مخاطب برای تغییر تصمیم او.

استعاره آتش

نمادِ عشق، سوزِ هجران و دردِ درونیِ عاشق که تمام ابیات را در بر گرفته است.

اغراق آتش زبانه کش

بزرگ‌نماییِ اندوه و خشمِ شاعر برای هشدار دادن به دوستان و جدی نشان دادنِ عمقِ فاجعه.