گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۲۰۲

وحشی بافقی
چرا خود را کسی در دام سد بی نسبت اندازد رود با یک جهان نا اهل طرح صحبت اندازد
حذر از صحبت او باش اگر خود یک نفس باشد که گر خود پادشاهی کثرت اندر حرمت اندازد
نگه دار آب و رنگ خویش ای یاقوت پر قیمت که بی آبی و بی رنگی خلل در قیمت اندازد
چو باشد باده در خم تلخی و حالی دگر دارد تصرف کردن بادیش از کیفیت اندازد
خلاف عقل باشد می نخورده جامه آلود برد خود را کسی در شاهراه تهمت اندازد
تو و مارا وداع حسن و عشق اولاست کاین صحبت نه تنها حسن را ، سد عشق را از حالت اندازد
مجال گفت و گو تنگ است ، گو وحشی زبان در کش همان به کاین نصیحتها به وقت فرصت اندازد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در زمره اشعار اخلاقی و پندآموز قرار می‌گیرد که شاعر در آن بر حفظ گوهر وجودی و صیانت از آبرو در برابر همنشینی با افراد ناشایست تأکید می‌ورزد. شاعر در این قطعه به دنبال تبیین اهمیتِ دوری از محیط‌ها و مجالسی است که شأن و جایگاه انسانی را تنزل می‌دهند.

نگاه وحشی در اینجا نگاهی خردمندانه به تعاملات اجتماعی است؛ او هشدار می‌دهد که گاهی کناره‌گیری از محیط‌های آلوده و دوری از همنشینان نااهل، تنها راه حفظ ارزش و اعتبار شخصی است و درگیر شدن در حواشیِ بی‌دلیل، نتیجه‌ای جز خدشه‌دار شدن مقام و منزلت انسان ندارد.

معنای روان

چرا خود را کسی در دام سد بی نسبت اندازد رود با یک جهان نا اهل طرح صحبت اندازد

چرا انسان خردمند باید خود را در دام روابط بی‌مایه گرفتار کند و چرا باید تلاش کند با جماعتی که اهل معرفت و ادب نیستند، طرح دوستی و گفتگو بریزد؟

نکته ادبی: سد در اینجا به معنای مانع و دام است و نااهل به معنای کسی است که صلاحیت هم‌نشینی ندارد.

حذر از صحبت او باش اگر خود یک نفس باشد که گر خود پادشاهی کثرت اندر حرمت اندازد

از همنشینی با فرد ناشایست حتی اگر برای لحظه‌ای کوتاه باشد، دوری کن؛ چرا که حتی برای یک پادشاه نیز، آمیزشِ بیش از حد با توده عوام، موجب کاهش حرمت و وقار او می‌شود.

نکته ادبی: حرمت در اینجا به معنای آبرو و مقام ارجمند است و کثرت به معنای تجمع عوام است.

نگه دار آب و رنگ خویش ای یاقوت پر قیمت که بی آبی و بی رنگی خلل در قیمت اندازد

ای وجود ارزشمند که همچون یاقوت گرانبها هستی، آبرو و اصالت خود را حفظ کن؛ چرا که اگر شخص، وقار و اصالت خود را از دست بدهد، ارزش واقعی‌اش در نگاه دیگران فرو می‌کاهد.

نکته ادبی: آب و رنگ استعاره از جلا و اعتبار شخصیتی است و بی آبی به معنای از دست دادن اعتبار است.

چو باشد باده در خم تلخی و حالی دگر دارد تصرف کردن بادیش از کیفیت اندازد

شراب درون خم، حال و هوای خاص و تلخی دل‌انگیزی دارد؛ اما اگر در آن دست ببری و به آن هوا برسانی، کیفیت و گیرایی اصلی خود را از دست می‌دهد.

نکته ادبی: تصرف کردن در اینجا به معنای دخالت بیجا و برهم زدن تعادل طبیعی است.

خلاف عقل باشد می نخورده جامه آلود برد خود را کسی در شاهراه تهمت اندازد

عقل حکم نمی‌کند که شراب ننوشیده، جامه خود را به آن آلوده کنیم؛ انسان نباید خودش را در موقعیتی قرار دهد که بدون ارتکاب گناه، تهمت گناه را به سوی خود جلب کند.

نکته ادبی: جامه آلوده کنایه از بدنامی و آلوده شدن به تهمت است.

تو و مارا وداع حسن و عشق اولاست کاین صحبت نه تنها حسن را ، سد عشق را از حالت اندازد

بهتر است ما از پیگیریِ زیبایی و عشق دست بکشیم و آن را وداع گوییم، زیرا این حواشی و فضای مسموم، نه تنها حسن و زیبایی، بلکه اصلِ حقیقتِ عشق را نیز از مسیر طبیعی و والای خود خارج می‌کند.

نکته ادبی: از حالت انداختن به معنای فاسد کردن و از مسیر اصلی خارج کردن است.

مجال گفت و گو تنگ است ، گو وحشی زبان در کش همان به کاین نصیحتها به وقت فرصت اندازد

فرصت برای سخن گفتن بسیار کم است؛ به وحشی بگو سکوت کند، چرا که بهتر است این‌گونه پندها را در زمانی مناسب‌تر و در فرصتی بهتر بازگو کرد.

نکته ادبی: زبان در کشیدن کنایه از سکوت کردن و دم فرو بستن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره یاقوت پر قیمت

تشبیه مخاطب به یاقوت که کنایه از ارزشمندی و گران‌بها بودن ذات اوست.

نماد باده در خم

اشاره به اصالت و وضعیت پایداری که اگر تحت تأثیر عوامل بیرونی (هوا) قرار گیرد، فاسد می‌شود.

کنایه جامه آلود کردن

کنایه از درگیر شدن در بدنامی و افتادن در مظان اتهام.