گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۸۶

وحشی بافقی
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد که به جان دادن من گریهٔ بسیار نکرد
که مرا در نظرآورد که از غایت ناز چین برابر و نزد و روی به دیوار نکرد
هیچ سنگین دل بی رحم به غیر از تو نبود که سرود غم من در دل او کار نکرد
روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمی یار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد
روز مردن ز تو وحشی گله ها داشت ولی رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در فضایی آکنده از حسرت، تنهایی و بی‌وفایی یار شکل گرفته است. شاعر در این ابیات، تصویرگرِ آخرین لحظاتِ زندگیِ عاشقِ دل‌شکسته‌ای است که در اوجِ غربت و بیماری، از سوی معشوق و اطرافیان نادیده گرفته شده و در سکوت، بارِ گرانِ عشق را به سرمنزلِ فنا رسانده است.

مضمونِ محوریِ این قطعه، استقامتِ عاشق در برابرِ جفایِ معشوق و در عین حال، تلخیِ مرگ در بی‌کسی است. شاعر با زبانی حزین، از بی‌توجهیِ یار و بی‌رحمیِ روزگار گله می‌کند، اما در نهایت، آن‌چنان در بندِ عشق گرفتار است که حتی فرصتِ شکایت از معشوق را نیز در لحظاتِ احتضار پیدا نمی‌کند.

معنای روان

هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد که به جان دادن من گریهٔ بسیار نکرد

هیچ‌کس در زمان بیماری و رنجوری من، از سرِ مهر و دلسوزی به من نگاه نکرد تا حداقل هنگام جان دادن و مرگِ من، اشکِ حسرت و ترحم بریزد.

نکته ادبی: بیمار در اینجا کنایه از عاشقِ رنج‌کشیده است.

که مرا در نظرآورد که از غایت ناز چین برابر و نزد و روی به دیوار نکرد

چه کسی حاضر شد مرا به حساب آورد و به من توجه کند؟ همه به قدری غرق در خودبینی و غرور بودند که حتی به خود زحمت ندادند به سوی من نگاهی کنند و روی خود را از دیوار به سمت من برگردانند.

نکته ادبی: روی به دیوار نکردن کنایه از نهایتِ بی‌توجهی و بی‌اعتنایی است.

هیچ سنگین دل بی رحم به غیر از تو نبود که سرود غم من در دل او کار نکرد

هیچ‌کس به اندازه تو سنگدل و بی‌رحم نبود؛ زیرا آهنگ و سرودِ غم من، حتی بر دل‌های سختِ دیگران هم اثر می‌گذاشت، اما تو حتی با این همه سوز و گداز هم تحت تأثیر قرار نگرفتی.

نکته ادبی: سنگین‌دل صفتِ فاعلی مرکب برای کسی است که از پذیرشِ مهر و دلسوزی ناتوان است.

روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمی یار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد

آفرین و درود بر روانِ آن عاشقِ دل‌سوخته‌ای که تا آخرین لحظه عمرش، با غمِ عشقِ تو دمساز بود و با اینکه در راهِ تو کشته شد، هرگز لب به شکوه و شکایت از معشوق نگشود.

نکته ادبی: کشتهٔ غم استعاره از عاشقِ شهید در راهِ عشق است.

روز مردن ز تو وحشی گله ها داشت ولی رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد

در واپسین لحظاتِ زندگی، گله‌های فراوانی از جفای تو بر دل داشتم، اما وقتی مرگ فرا رسید، تواناییِ گفتار را از دست دادم و نتوانستم این گلایه‌ها را بر زبان بیاورم.

نکته ادبی: وحشی تخلصِ شاعر است که در بیتِ آخر به خود اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه چشم به سوی کسی داشتن

به معنای توجه کردن، مراعات و دلسوزی داشتن.

کنایه روی به دیوار کردن

نشانه بی‌اعتنایی کامل و تحقیرِ طرف مقابل.

استعاره کشتهٔ غم

اشاره به کسی که از شدتِ اندوهِ عشق جان باخته است.

اغراق هیچ‌کس چشم به سوی من بیمار نکرد

بزرگ‌نمایی در میزانِ غربت و تنهاییِ عاشق در زمانِ بیماری.