گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۷۵

وحشی بافقی
هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد در خور شکر عطای تو زبانی بدهد
آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است هم مگر همت تو بحری و کانی بدهد
چشمهٔ فیض گشا خاطر فیاض شماست وه چه باشد که به ما طبع روانی بدهد
وحشی از عهدهٔ شکر تو نیاید بیرون عذر این خواهد اگر عمر امانی بدهد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب ستایش و مدح سروده شده‌اند و فضایی سرشار از فروتنی و ارادت شاعر نسبت به ممدوح را ترسیم می‌کنند. شاعر در این قطعه، خود را در برابر شکوه و بزرگیِ بخشنده ناتوان می‌بیند و معتقد است که حتی تواناییِ سخن گفتن و شکرگزاری نیز موهبتی است که باید از سوی همان ممدوح به او عطا شود.

درونمایه اصلی شعر، اقرار به قصور و ناچیزیِ در برابر عظمت ممدوح است. شاعر با بهره‌گیری از استعاره‌های طبیعی، همت و فضلِ او را به دریا و معدن تشبیه می‌کند و طلبِ طبعی روان و قریحه‌ای شعری دارد تا بتواند حقِ سخن را در ستایش او به‌جا آورد.

معنای روان

هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد در خور شکر عطای تو زبانی بدهد

تنها در صورتی ممکن است من توانایی سخن گفتن و بیان شایسته پیدا کنم که لطف و توجه تو شامل حال من شود تا بتوانم به اندازه شایستگی بخشش تو، زبانی برای سپاس‌گزاری داشته باشم.

نکته ادبی: هم مگر به معنای شاید که یا تنها با این امید که به کار رفته است.

آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است هم مگر همت تو بحری و کانی بدهد

هدایا و جواهراتی که من می‌توانم به پیشگاه تو تقدیم کنم، در برابر مقام تو بسیار ناچیز است؛ تنها اگر همت بلند تو (که مانند دریایی بیکران یا معدنی غنی است) بر من ببخشد، می‌توانم هدیه‌ای درخور بیابم.

نکته ادبی: نثار به معنای هدیه و پیشکش کردن است. بحر و کان استعاره از گستردگی و غنای همت ممدوح هستند.

چشمهٔ فیض گشا خاطر فیاض شماست وه چه باشد که به ما طبع روانی بدهد

ذهن و اندیشه بخشنده و فیض‌رسان تو، مانند چشمه‌ای جوشان است؛ چقدر عالی و زیبا خواهد بود اگر از آن چشمه، ذوق و قریحه شعریِ روان و سلیسی به من ببخشی.

نکته ادبی: خاطر به معنای ذهن و اندیشه است و طبع در اینجا به معنای قریحه و استعداد شاعری است.

وحشی از عهدهٔ شکر تو نیاید بیرون عذر این خواهد اگر عمر امانی بدهد

ای وحشی، تو هرگز نخواهی توانست از پس ادای حق شکرگزاری او برآیی؛ اگر عمری برایت باقی بماند، تنها می‌توانی به خاطر این ناتوانی، از او پوزش بخواهی.

نکته ادبی: وحشی تخلص شاعر است و از عهده برآمدن کنایه از توانایی انجام کاری یا ادای دِین است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بحر و کان

تشبیه همت ممدوح به دریا و معدن برای نشان دادن وسعت و ارزش آن.

استعاره چشمه فیض

تشبیه ذهن و اندیشه ممدوح به چشمه‌ای که از آن نیکی و فضل جاری می‌شود.

اغراق از عهده شکر تو نیاید بیرون

بزرگ‌نمایی در ناتوانی خود برای قدردانی، جهت نشان دادن عظمت ممدوح.

تخلص وحشی

ذکر نام شاعر در بیت پایانی برای معرفی هویت گوینده شعر.