گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۶۷

وحشی بافقی
یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد مدتی رفتیم و او یک بار یاد ما نکرد
مجلس ما هر دم از یادش بهشتی دیگر است گر چه هرگز یاد ما حوری نژاد ما نکرد
بر سر سد راه داد ما به گوش او رسید یک ره آن بیداد گر گوشی به داد ما نکرد
دل به خاک رهگذارش عمرها پهلو نهاد او گذاری بر دل خاکی نهاد ما نکرد
اعتماد ما یکی سد شد به وحشی زین غزل کیست کو سد آفرین بر اعتقاد ما نکرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حال و هوای کلاسیک عاشقانه و سوز و گدازهای ناشی از دوری و بی‌توجهی معشوق است. شاعر در این قطعه، تصویر عاشقی را ترسیم می‌کند که تمام هستی و عمر خود را به پای محبوب ریخته، اما در مقابل، تنها با سردی و بی‌اعتنایی او روبه‌رو شده است.

تم اصلی اثر، شکایت از قساوت قلب یار و در عین حال وفاداری بی‌چون و چرای عاشق است. شاعر با استفاده از مضامین رایج غزل فارسی، پیوند میان ستمگری معشوق و تسلیم مطلق عاشق را به تصویر می‌کشد تا عمق رنج و در عین حال زیبایی عشقِ یک‌سویه را نمایان سازد.

معنای روان

یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد مدتی رفتیم و او یک بار یاد ما نکرد

آن یاری که از ما دور افتاده است، گره از کار ما نگشود و مرادِ دلِ ما را برنیاورد. روزگار درازی است که ما در پی او هستیم، اما او حتی یک‌بار نیز به یاد ما نیفتاد.

نکته ادبی: حل مراد کنایه از برآورده شدن حاجت است.

مجلس ما هر دم از یادش بهشتی دیگر است گر چه هرگز یاد ما حوری نژاد ما نکرد

هر لحظه که یادِ آن معشوق در محفل ما زنده می‌شود، آن مجلس بهشتی دیگر می‌گردد؛ اگرچه آن محبوبِ زیبا که گویی از نژاد حوریان است، هرگز یادی از ما نکرد.

نکته ادبی: حوری‌نژاد استعاره از زیبایی قدسی و کمالِ معشوق است.

بر سر سد راه داد ما به گوش او رسید یک ره آن بیداد گر گوشی به داد ما نکرد

فریادِ دادخواهی ما که بر سر راهِ او به گوشش رسید، به گوشش خورد، اما آن محبوب ستمگر، حتی یک‌بار هم برای رسیدگی به دادِ ما گوشی فرا نداد.

نکته ادبی: بیدادگر به معنای ظالم است و در اینجا تضادی میان دادخواهی عاشق و بی‌اعتنایی معشوق ایجاد کرده است.

دل به خاک رهگذارش عمرها پهلو نهاد او گذاری بر دل خاکی نهاد ما نکرد

دل ما سالیان سال است که در خاکِ مسیرِ عبورِ او خوابیده و انتظار کشیده است، اما او هرگز از این دلِ خاکی و افتاده ما گذری نکرد و به آن توجهی نشان نداد.

نکته ادبی: پهلو نهادن بر خاک کنایه از کمال فروتنی و استقامت در راه عشق است.

اعتماد ما یکی سد شد به وحشی زین غزل کیست کو سد آفرین بر اعتقاد ما نکرد

اعتماد و ایمانِ قلبی من به این محبوب، به خاطر این غزل برای «وحشی» همچون سدی استوار شد؛ کیست که در برابر این همه وفاداری و اعتقادِ من، صدها آفرین نگوید؟

نکته ادبی: تخلص شاعر «وحشی» است. کلمه سد ایهام به عدد صد دارد که در کنار سد آفرین نقشِ هنری پیدا کرده است.

آرایه‌های ادبی

ایهام سد

اشاره به سد (مانع) و عدد صد که در عبارت سد آفرین به معنای صد آفرین به کار رفته است.

کنایه پهلو نهادن بر خاک

اشاره به اوج فروتنی، تسلیم و صبوری عاشق در طریق عشق.

تخلص وحشی

نام شاعر که در بیت آخر برای امضای هنری اثر آمده است.

تضاد داد و بیدادگر

تقابل میان خواستنِ عدالت و ستمگریِ معشوق.