گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۶۵

وحشی بافقی
گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند جاوید سایهٔ او بر فرق ما بماند
رفت آنکه لشکری را در حمله ای شکستی لشکر شکن اگر رفت کشور گشا بماند
ماه سپهر مسند ، شد از صف کواکب مهر ستارهٔ خیل ، گردون لوا بماند
عباس بیک اعظم کز بار احتشامش تا انقراض عالم گردون دو تا بماند
خان ضعیف پرور کز بهر حفظ جانش بر چرخ عالمی را دست دعا بماند
خورشید خادم او ، گردون ملازم او تا حشر این بزرگی، وین کبریا بماند
گردون ذخیره سازد گرد سم سمندش کز بهر چشم گردون این توتیا بماند
گر دست تیغ فتنه گردون بلند سازد خشک از نهیب عدلش اندر هوا بماند
گر جان گذاشت خالی نخل رسیدهٔ او او هر دو تازه نخلش او را بجا بماند
این را به باغ دولت و آنرا به گلشن بخت یارب که تا قیامت نشو و نما بماند
تو جاودان بمانی گر او نماند باقی اقبال تو جهان را تا انتها بماند
وحشی همیشه ماند این زبدهٔ زمانه تا هیچکس نماند تنها خدا بماند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این چکامه‌ی ستایش‌آمیز، سوگنامه‌ای است در رثای شخصیتی بزرگ و فرمانده‌ای مقتدر به نام «عباس بیک اعظم». شاعر در فضایی حماسی و در عین حال سوگوارانه، کوشیده است تا فقدانِ فیزیکی این بزرگ‌مرد را با تأکید بر جاودانگیِ شکوه، آثار، خاندان و منشِ نیکوی او تسکین دهد.

درونمایه‌ی اصلی متن، تقابلِ میراییِ جسم و پایداریِ نام و یاد است. شاعر با استفاده از نمادهای کیهانی و اساطیری، قدرت و هیبتِ ممدوح را فراتر از زمان و مکان ترسیم می‌کند و با اشاره به بازماندگانِ او، نویدِ بقایِ این شجره‌ی طیبه را تا پایان روزگار می‌دهد.

معنای روان

گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند جاوید سایهٔ او بر فرق ما بماند

اگرچه بال عقابی (نماد قدرت) فرو افتاده است، اما شکوه و فرّ هما (نماد سعادت) همچنان باقی است؛ سایه پربرکت او برای همیشه بر سر ما مستدام خواهد بود.

نکته ادبی: هما در فرهنگ ایرانی نماد فرّ و شکوه پادشاهی است.

رفت آنکه لشکری را در حمله ای شکستی لشکر شکن اگر رفت کشور گشا بماند

آن بزرگی که در هر جنگی لشکری را شکست می‌داد، از میان ما رفت؛ اما اگر آن لشکرشکن رفته است، جانشین و فرزند کشورگشای او باقی مانده است.

نکته ادبی: تضاد در معنای رفتن و ماندن برای تأکید بر استمرار نسل است.

ماه سپهر مسند ، شد از صف کواکب مهر ستارهٔ خیل ، گردون لوا بماند

آن ماهِ بلندمرتبه‌ای که بر تخت نشسته بود، از میان ستارگان (اطرافیان و سپاه) رفت؛ اما خورشیدِ خاندان او همچون پرچمی در آسمان باقی ماند.

نکته ادبی: استعاره از ماه و خورشید برای اشاره به جایگاه رفیع ممدوح و جانشین او.

عباس بیک اعظم کز بار احتشامش تا انقراض عالم گردون دو تا بماند

عباس بیک اعظم، کسی که سنگینیِ شکوه و عظمتش چنان است که گنبد آسمان تا روز قیامت در برابرش سر تعظیم فرود آورده است.

نکته ادبی: کنایه از عظمت و اقتدار بی‌پایان ممدوح.

خان ضعیف پرور کز بهر حفظ جانش بر چرخ عالمی را دست دعا بماند

او بزرگی بود که همواره پشتیبان ضعیفان بود و به پاس حفظ جان و یاد او، جهانیان همواره دستان خود را به دعا برایش بلند می‌کنند.

نکته ادبی: ضعیف‌پرور صفتِ فاعلی برای اشاره به خصلت جوانمردی است.

خورشید خادم او ، گردون ملازم او تا حشر این بزرگی، وین کبریا بماند

خورشید خادم او و آسمان مطیع فرمان اوست؛ امید که این بزرگی و شکوهِ الهی تا روز قیامت باقی بماند.

نکته ادبی: مبالغه در تکریم ممدوح با به کارگیری عناصر کیهانی.

گردون ذخیره سازد گرد سم سمندش کز بهر چشم گردون این توتیا بماند

آسمان غبار سم اسب او را به عنوان گنجینه‌ای ذخیره می‌کند تا سرمه چشم (توتیا) فلک شود و دیدگانِ گردش ایام روشن گردد.

نکته ادبی: توتیا در قدیم ماده‌ای برای تقویت بینایی بوده است.

گر دست تیغ فتنه گردون بلند سازد خشک از نهیب عدلش اندر هوا بماند

اگر دست فتنه و آشوب در آسمان بلند شود، از ترس و هیبتِ عدالت او، فتنه‌ها در هوا خشک و بی‌اثر می‌شوند.

نکته ادبی: تشخیص (جان‌بخشی) به دستِ فتنه.

گر جان گذاشت خالی نخل رسیدهٔ او او هر دو تازه نخلش او را بجا بماند

اگرچه باغِ عمر او (نخل رسیده) ثمره‌اش را از دست داد، اما دو نهال تازه (فرزندانش) از او به یادگار باقی مانده است.

نکته ادبی: تشبیه فرزندان به نخل تازه در استعاره‌ای برای بقای نسل.

این را به باغ دولت و آنرا به گلشن بخت یارب که تا قیامت نشو و نما بماند

خداوندا، یکی را در باغ دولت و دیگری را در گلشن بخت جای ده و امیدوارم که این نهال‌ها تا قیامت رشد و نمو داشته باشند.

نکته ادبی: دعایی در حق بازماندگان.

تو جاودان بمانی گر او نماند باقی اقبال تو جهان را تا انتها بماند

اگرچه او باقی نماند، تو جاودان خواهی ماند؛ چرا که اقبال و بختِ نیکِ تو، تا پایان جهان در میان مردم خواهد درخشید.

نکته ادبی: خطاب شاعر به بازماندگان برای تسلی خاطر.

وحشی همیشه ماند این زبدهٔ زمانه تا هیچکس نماند تنها خدا بماند

این برگزیده‌ی زمانه همیشه در یادها می‌ماند؛ چرا که رسم روزگار چنین است که همه می‌روند و تنها خداوند باقی می‌ماند.

نکته ادبی: اشاره به آیه «کل من علیها فان» و یادآور ناپایداری دنیا.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه سپهر مسند

اشاره به شخصیت ممدوح که به ماه در آسمان قدرت تشبیه شده است.

مبالغه تا انقراض عالم گردون دو تا بماند

اغراق در عظمت ممدوح تا حدی که آسمان در برابرش خم شده است.

تشبیه دو تازه نخلش

تشبیه فرزندان به نهال‌های جوان و تازه در باغ زندگی.

تلمیح تا هیچکس نماند تنها خدا بماند

اشاره به مفهوم قرآنی «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام».