گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۴۸

وحشی بافقی
چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود تغییر طور خویش چرا مدعا چه بود
ما کشتهٔ جفا نه برای وفا شدیم سد جان فدای خنجر تو خونبها چه بود
بی شکوه و شکایت ما ترک جور چیست دیدی چه ناصواب ، بفرما خطا چه بود
طبع تو هیچ خاطر ما در میان ندید منع جفا و جور ز بهر خدا چه بود
چینندت این هوس ز کجا ای نهال لطف بر ما ثمر فشانی شاخ وفا چه بود
با این غرور حسن که سد نخل سربلند از پا فکند ، نرمی او با گیا چه بود
وحشی نیاز و عجز تواش داشت بر وفا خود کرده ای چنین به خودش جرم ما چه بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تصویرگر رابطه‌ای است که در آن عاشق، حیران و سرگشته از نوسانات رفتاری معشوق است. در این اثر، شاعر با لحنی پرسشگرانه، چراییِ تغییر رفتارهای متناقض معشوق را به چالش می‌کشد. او که به جور و ستم معشوق خو گرفته بود، اکنون با مشاهده‌ی مهربانی‌های ناگهانی، دچار تردید شده و این تغییر رویکرد را غیرمنتظره و نامفهوم می‌داند.

فضای کلی حاکم بر این سروده، آمیزه‌ای از استیصال، گلایه و پرسشگریِ عاشقانه است. شاعر در پیِ فهمِ منطقِ درونیِ معشوق است که گاهی با سنگدلی و گاهی با مهربانی، روح او را به بازی می‌گیرد. در نگاه او، همان جفایِ پیشین برایش قابل‌فهم‌تر از این لطفِ بی‌موقع و غیرمنتظره است.

معنای روان

چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود تغییر طور خویش چرا مدعا چه بود

پس از این‌همه بی‌مهری و ستم که به من روا داشتی، این‌همه عنایت و توجهِ ناگهانی چه معنایی دارد؟ چرا روش همیشگی خود را تغییر دادی و هدف تو از این دگرگونی چیست؟

نکته ادبی: واژه "طور" به معنای روش و شیوه است و "مدعا" به معنای ادعا یا هدف و مقصود است.

ما کشتهٔ جفا نه برای وفا شدیم سد جان فدای خنجر تو خونبها چه بود

من برای رسیدن به وفای تو جان ندادم، بلکه در مسیر جفای تو کشته شدم. صد جان در راه خنجر ستم تو فدا شده است، دیگر چه نیازی به بحث درباره خون‌بها و غرامت است؟

نکته ادبی: خون‌بها در اینجا استعاره‌ای از جبرانِ ستم‌های گذشته است که عاشق آن را بی‌معنا می‌داند.

بی شکوه و شکایت ما ترک جور چیست دیدی چه ناصواب ، بفرما خطا چه بود

ما که بدون هیچ شکایت و گله‌ای، جور تو را تحمل می‌کردیم، چرا دست از ستم کشیدی؟ بگو چه کارِ اشتباهی از ما دیدی که باعث شد رفتارت را تغییر دهی؟

نکته ادبی: عبارت "ترک جور چیست" در اینجا استفهام انکاری است و بر تعجب عاشق از توقفِ ستمِ معشوق دلالت دارد.

طبع تو هیچ خاطر ما در میان ندید منع جفا و جور ز بهر خدا چه بود

طبع و خویِ تو هرگز به احساسات ما توجهی نداشت؛ حال اگر چنین است، چرا ناگهان از جفا و ستم دست کشیدی؟ این تغییر برای چیست؟

نکته ادبی: منظور از "خاطر ما در میان ندید" این است که معشوق هرگز دلِ عاشق را به حساب نیاورد و به آن توجه نکرد.

چینندت این هوس ز کجا ای نهال لطف بر ما ثمر فشانی شاخ وفا چه بود

ای نهالِ زیبایی و لطف! این هوس‌های تازه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ این میوه‌ی وفایی که اکنون به سوی ما می‌افشانی، چه معنایی دارد؟

نکته ادبی: تشبیه معشوق به "نهال" و وفا به "ثمر"، نشان‌دهنده تازگی و غیرمنتظره بودن این رفتار از سوی معشوق است.

با این غرور حسن که سد نخل سربلند از پا فکند ، نرمی او با گیا چه بود

با آن غرور و تکبرِ زیبایی که سدها مردِ بلندبالا و استوار را همچون نخل از پا درآورده، این نرم‌خویی و فروتنی تو در برابرِ گیاهیِ ضعیفی همچون من، چه جایگاهی دارد؟

نکته ادبی: تضاد میان "نخل سربلند" و "گیاه" برای نشان دادن شکوهِ معشوق در برابر حقارتِ عاشق به کار رفته است.

وحشی نیاز و عجز تواش داشت بر وفا خود کرده ای چنین به خودش جرم ما چه بود

تنها نیاز و فروتنیِ وحشی بود که او را بر سرِ پیمان و وفا با تو نگه می‌داشت. اکنون که تو خود رفتارت را تغییر داده‌ای، این وضعیتِ پیش‌آمده تقصیر خودت است، گناهِ ما در این میان چه بود؟

نکته ادبی: در بیت آخر، شاعر تخلص خود را می‌آورد و مسئولیتِ این دگرگونی در رابطه را متوجهِ خودِ معشوق می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره نهال لطف

تشبیه معشوق به نهال که نشان‌دهنده جوانی و زیبایی اوست.

تشبیه نخل سربلند

اشاره به عاشقان و مردان بزرگی که در برابر تکبر معشوق، مانند درختان بلند شکسته و از پا درآمده‌اند.

پارادوکس ما کشتهٔ جفا نه برای وفا شدیم

عاشق بیان می‌کند که اساساً انتظارِ وفا نداشته و کشته شدن در راه جفا، خودِ مقصدِ او بوده است.