گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۴۶

وحشی بافقی
با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود و ز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بود
آن ناز چشم کرده سر صلح اگر نداشت از دور ایستادن و خندیدنش چه بود
اظهار قرب اگر نه غرض بود غیر را از من ره حریم تو پرسیدنش چه بود
گر وعدهٔ وصال نبودش به دیگران بی وجه تند گشتن و رنجیدنش چه بود
وحشی اگر نبود زما یار ما به تنگ بی موجبی به جنگ رسانیدنش چه بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از شکوه و گلایه است. شاعر با زبانی پرسش‌گرانه به رفتارهای متناقض و آزاردهنده معشوق می‌پردازد و در پی درک چراییِ این تغییر رفتار است. فضای حاکم بر شعر، فضایِ تردید و دل‌شکستگی عاشقی است که حضور رقیب و بی‌توجهی معشوق، او را در وضعیتی آشفته و پرسش‌گر قرار داده است.

درونمایه اصلی، جستجوی دلیلِ سردیِ معشوق است. شاعر با کنار هم گذاشتنِ نشانه‌ها، سعی دارد به این حقیقت دست یابد که آیا معشوق از او دلزده شده یا به سوی دیگری گرایش یافته است. این پرسش‌های مکرر در واقع بیانگرِ حسرت و اندوهِ عمیقِ دوری است که در لحن شاعر موج می‌زند.

معنای روان

با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود و ز زهر چشم جانب ما دیدنش چه بود

دلیل این همه همنشینی و معاشرت تو با رقیب در شب گذشته چه بود؟ و اصلاً چرا با نگاهی کینه‌توزانه و آزاردهنده به من نگریستی؟

نکته ادبی: گردیدن در اینجا به معنای همنشینی و معاشرت است. زهر چشم کنایه از نگاهی غضب‌آلود و رنج‌آور است که گویی زهر به جان عاشق می‌ریزد.

آن ناز چشم کرده سر صلح اگر نداشت از دور ایستادن و خندیدنش چه بود

اگر آن چشمان نازپرورده و زیبا قصدِ آشتی و صلح با من را نداشت، پس چرا از دور ایستاد و به من لبخند زد؟

نکته ادبی: ناز چشم استعاره از معشوقی است که با چشمانش ناز و کرشمه می‌فروشد و این رفتار دوگانه، بیانگرِ تضاد میانِ رفتار و قصد اوست.

اظهار قرب اگر نه غرض بود غیر را از من ره حریم تو پرسیدنش چه بود

اگر رقیب قصدِ ادعای نزدیکی و دوستی با تو را نداشت، پس چرا از من نشانِ راهِ رسیدن به آستانه و حریم تو را می‌پرسید؟

نکته ادبی: حریم به معنای آستانه و کوی معشوق است. اظهار قرب به معنیِ وانمود کردن به نزدیکی و صمیمیت است.

گر وعدهٔ وصال نبودش به دیگران بی وجه تند گشتن و رنجیدنش چه بود

اگر وعده وصال و دیدار را به دیگران نداده بودی، پس دلیلِ این همه تندی و رنجیدگیِ بی‌موردِ تو از دست من چه بود؟

نکته ادبی: بی‌وجه به معنای بدون دلیل و بدون بهانه است که در متون کلاسیک به کثرت برای ابراز تعجب از رفتار غیرمنطقیِ معشوق به کار می‌رود.

وحشی اگر نبود زما یار ما به تنگ بی موجبی به جنگ رسانیدنش چه بود

ای وحشی، اگر یار ما از ما خسته و بیزار نشده است، پس چرا بی‌هیچ دلیل و بهانه‌ای کار را به جدایی و دشمنی و جنگ کشاند؟

نکته ادبی: به تنگ آمدن کنایه از دل‌زدگی و ملالت است. وحشی تخلص شاعر است که در بیت آخر خود را خطاب قرار داده است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه بود

استفاده مکرر از این عبارت در انتهای ابیات برای بیان تعجب و گلایه از رفتارهای غیرمنطقی معشوق.

کنایه زهر چشم

اشاره به نگاهی که مانند زهر، جان عاشق را می‌گزد و او را می‌آزارد.

تضاد صلح / جنگ

تقابل میان آشتی‌جویی ظاهری و دشمنی واقعی معشوق که فضای تردیدآمیز شعر را تشدید کرده است.