گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۴۴

وحشی بافقی
آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود
ای مرغ زود رام که آورد نقل و می دام فریب آب که و دانهٔ که بود
روشن بسان آتش حسنت می که شد شمعت زبانه کش پی پروانهٔ که بود
آوازه ات به مستی و رندی بلند شد افشای آن ز نعرهٔ مستانهٔ که بود
وحشی چه پرسش است که شد با که آشنا خود گو که او به غیر تو بیگانه که بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل بازتاب‌دهنده حسادتِ عاشقانه و نگرانیِ عمیقِ شاعر از تغییر در احوال معشوق است. شاعر با پرسش‌های پیاپی از معشوق می‌خواهد بداند که او با چه کسی مأنوس شده و از چه منبعی مستی و رندی آموخته است که این‌گونه توجه‌ها را به خود جلب کرده و آوازه‌اش بلند شده است.

در پایان، شاعر به خود نهیب می‌زند که این پرسش‌ها بیهوده است؛ چرا که معشوق در حقیقت تنها به او تعلق دارد و در برابر دیگران، غریبه و بیگانه است.

معنای روان

آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود

آن مستی که دیشب در چهره داشتی از کدام جام بود؟ و این همه شرابی که در خم و میخانه تو وجود دارد، متعلق به چه کسی است؟

نکته ادبی: استفاده از 'دوش' به معنای دیشب و 'خمخانه' به عنوان محل نگهداری شراب که استعاره از ظرفیت درونی معشوق برای پذیرش عشق است.

ای مرغ زود رام که آورد نقل و می دام فریب آب که و دانهٔ که بود

ای معشوق که همچون پرنده‌ای زود به دام می‌افتی، چه کسی برایت بزم ترتیب داد؟ و در حقیقت، تو در دامِ چه کسی و برای چه دانه و آبی اسیر شدی؟

نکته ادبی: به کار بردن استعاره 'مرغ زود رام' برای معشوق که به راحتی جذب دیگران می‌شود.

روشن بسان آتش حسنت می که شد شمعت زبانه کش پی پروانهٔ که بود

زیبایی تو همچون آتش می‌درخشد؛ بگو ببینم این شمعِ وجودِ تو، برای کدام پروانه (عاشق) زبانه می‌کشد و مشتاق است؟

نکته ادبی: تصویرسازی 'شمع و پروانه' که از کهن‌ترین مضامین ادبی فارسی برای بیان عشق و کششِ عاشق به سوی معشوق است.

آوازه ات به مستی و رندی بلند شد افشای آن ز نعرهٔ مستانهٔ که بود

آوازه شهرتِ تو در مستی و رندی همه‌گیر شده است؛ بگو ببینم افشایِ این راز و هیاهوی مستانه، کارِ چه کسی بود که آبروی تو را بر سر زبان‌ها انداخت؟

نکته ادبی: واژه 'رندی' در ادبیات کلاسیک به معنای بی‌قیدی، شجاعت در ابراز عشق و لاابالی‌گریِ عاشقانه است.

وحشی چه پرسش است که شد با که آشنا خود گو که او به غیر تو بیگانه که بود

ای وحشی، چرا این پرسش‌های بیهوده را می‌پرسی و نگران معاشرت‌های معشوق هستی؟ خودت به حقیقت اعتراف کن که او جز تو با هیچ‌کس محرم نیست و برای دیگران غریبه است.

نکته ادبی: تخلص شاعر 'وحشی' که در اینجا با استفاده از ضمیر 'خود'، در حال خطاب قرار دادن خویشتن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرغ زود رام

توصیف معشوق به پرنده‌ای که زود به دام می‌افتد و فریبِ دیگران را می‌خورد.

تمثیل شمع و پروانه

اشاره به کشش و نیاز دوطرفه عاشق و معشوق که در اینجا شاعر نسبت به آن حساس است و به دنبال یافتن رقیب می‌گردد.

استفهام انکاری کل ابیات

پرسش‌های پیاپی که هدفشان نه کسب اطلاع واقعی، بلکه ابراز شک، گمان و غیرت عاشقانه است.