گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۱۳۰

وحشی بافقی
هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد که باشم من که بار خاطر یاری ز من باشد
گذاریدم همانجایی که میرم بر مداریدم نمی خواهم که بر دوش کسی باری ز من باشد
حلالی خواستم از جمله یاران قاتل من کو که خواهم عذر او گر گاهش آزاری ز من باشد
ز اشک ناامیدی برد مژگان آب و می ترسم که ناگه بر سر راه کسی خاری ز من باشد
به کویش گر ندارم صوت عشرت غم مخور وحشی مرا این بس که آنجا نالهٔ زاری ز من باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده روحیه لطیف و منشِ سراسر تواضع و فروتنی شاعر است. او در این قطعه به ترسِ همیشگی خود از سربار بودن برای دیگران می‌پردازد و این احساس را تا بدانجا می‌رساند که حتی مرگ خود را نیز طوری طلب می‌کند که کمترین زحمتی برای اطرافیان نداشته باشد.

شخصیتِ عاشق در این شعر، در اوج استیصال و ناامیدی، به جای طلبِ آسایش برای خود، نگرانِ کوچک‌ترین رنجی است که ممکن است به واسطه وجودِ او به دیگران یا حتی دشمنانش برسد. این نگاهِ انسانی و اخلاقی، فضایِ کلیِ شعر را از یک شکوهِ عاشقانه به یک درسِ اخلاقیِ عمیق بدل کرده است.

معنای روان

هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد که باشم من که بار خاطر یاری ز من باشد

اگر حضور من باعث سنگینی و زحمت بر دل تو می‌شود، مرا از میان ببر؛ زیرا من کسی نیستم که بخواهم اسبابِ اندوهِ خاطرِ یاری چون تو باشم.

نکته ادبی: بارِ خاطر کنایه‌ای است از اسبابِ زحمت و رنجشِ دیگران شدن.

گذاریدم همانجایی که میرم بر مداریدم نمی خواهم که بر دوش کسی باری ز من باشد

پس از مرگ، مرا در همان‌جایی که جان سپرده‌ام رها کنید و جسدم را جابه‌جا نکنید؛ چرا که نمی‌خواهم حتی وجودِ بی‌جانِ من، باری بر دوشِ کسی باشد.

نکته ادبی: فعلِ مداریدم در اینجا به معنای دورِ کسی گشتن، تشییع کردن و جابه‌جا کردن جنازه است.

حلالی خواستم از جمله یاران قاتل من کو که خواهم عذر او گر گاهش آزاری ز من باشد

از تمام دوستان طلبِ حلالیت کرده‌ام؛ اما آن کسی که قاتلِ من است کجاست؟ می‌خواهم از او نیز پوزش بطلبم، مبادا که در گذشته رنجشی از جانبِ من به او رسیده باشد.

نکته ادبی: این بیت اوجِ فروتنی و گذشتِ شاعر را حتی در برابرِ دشمنِ خونی‌اش به تصویر می‌کشد.

ز اشک ناامیدی برد مژگان آب و می ترسم که ناگه بر سر راه کسی خاری ز من باشد

از شدتِ اشک و ناامیدی، مژگانم خیس شده است و سخت نگرانم که مبادا همین وجودِ رنجور و خسته من، همچون خاری در مسیرِ زندگیِ کسی قرار گیرد و باعثِ آزارش شود.

نکته ادبی: کنایه از وسواسِ شاعر در پرهیز از آسیب رساندن به دیگران، حتی در اوجِ رنجِ شخصی.

به کویش گر ندارم صوت عشرت غم مخور وحشی مرا این بس که آنجا نالهٔ زاری ز من باشد

ای وحشی، اگر در کویِ معشوق، صدایِ شادمانی و نغمه‌ای از من شنیده نمی‌شود، نگران مباش؛ همین که صدایِ ناله و زاریِ من در آن‌جا طنین‌انداز است، برایم کفایت می‌کند.

نکته ادبی: تخلص شاعر وحشی است که در بیتِ پایانی آمده و نشان‌دهنده ارادتِ خالصانه او حتی در غم و اندوه است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بار خاطر

به معنای سنگینی و اسباب زحمت برای کسی شدن.

کنایه خار بر سر راه کسی بودن

اشاره به مانع بودن و اسبابِ آزارِ دیگران شدن.

تخلص وحشی

نام شعری شاعر که در بیت پایانی آورده شده است.