گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۷۳

وحشی بافقی
همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست خود چه کردم با تو چندین خشم و ناز از بهر چیست
باز با من هر زمانش خشم و نازی دیگر است خشم و ناز او نمی دانم که باز از بهر چیست
از نیاز عاشقان بی نیاز است اینهمه عاشقان را اینهمه عجز و نیاز از بهر چیست
مجلسی خواهم که پیشت گیریم و سوزم چو شمع بر زبان آرم که این سوز و گداز از بهر چیست
گوش بر افسانهٔ ما چون نخواهد کرد یار وحشی این افسانهٔ دور و دراز از بهر چیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، گویای حال‌وهوای عاشقی است که در چنبره‌ی بی‌توجهی و دوریِ معشوق گرفتار شده و مدام در پی یافتنِ چرایی این رفتار است. شاعر با زبانی پرسش‌گرانه و آمیخته به حسرت، از بی‌مهری‌های یار گلایه می‌کند و می‌کوشد تا منطقِ پنهانِ این خشم و نازهای بی‌پایان را دریابد.

در بخش دیگری از این غزل، شاعر به بیهودگیِ عجز و التماسِ عاشق در برابر بی‌نیازیِ معشوق می‌پردازد و در نهایت، خودش را به خاطر ادامه‌ی این روایتِ طولانی و بی‌سرانجام، سرزنش می‌کند. این اثر به خوبی تصویرگرِ رنجِ بی‌پایانِ عاشق و بی‌تفاوتیِ معشوق در سنتِ ادبیاتِ غنایی است.

معنای روان

همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست خود چه کردم با تو چندین خشم و ناز از بهر چیست

چرا با دیگران همراهی می‌کنی و از من دوری می‌جویی؟ من نمی‌دانم چه خطایی در حق تو مرتکب شده‌ام که این‌چنین با خشم و غرور با من رفتار می‌کنی.

نکته ادبی: واژه احتراز به معنای پرهیز کردن و دوری گزیدن است که در متون کلاسیک برای نشان دادن فاصله گرفتن معشوق از عاشق به کار می‌رود.

باز با من هر زمانش خشم و نازی دیگر است خشم و ناز او نمی دانم که باز از بهر چیست

تو هر لحظه خشم و نازِ تازه‌ای به من نشان می‌دهی؛ حقیقتاً نمی‌دانم که دلیلِ این رفتارهایِ مکرر و خشم و نازهایِ پی‌درپی تو چیست.

نکته ادبی: واژه باز در ابتدای بیت به معنای دوباره و مجدداً است که تکرارِ خشم و ناز معشوق را برجسته می‌کند.

از نیاز عاشقان بی نیاز است اینهمه عاشقان را اینهمه عجز و نیاز از بهر چیست

محبوب نسبت به ناله‌ها و نیازهای عاشق کاملاً بی‌توجه و مستغنی است؛ با این اوصاف، برایم جای سوال است که چرا ما عاشقان همچنان به این عجز و نیازِ بی‌حاصل ادامه می‌دهیم.

نکته ادبی: بی‌نیاز در ادبیات عرفانی و غنایی صفتِ بارز معشوق است که نشان‌دهنده بی‌اعتنایی او به خواهش‌های عاشق است.

مجلسی خواهم که پیشت گیریم و سوزم چو شمع بر زبان آرم که این سوز و گداز از بهر چیست

آرزو دارم مجلسی فراهم شود که در آن، همچون شمع در برابر تو بسوزم و از تو بپرسم که این همه سوز و گداز و رنجِ عاشقانه برای چیست.

نکته ادبی: سوز و گداز در اینجا استعاره‌ای از اشتعالِ درونی و غمِ عشق است که به سوختنِ بی‌صدای شمع تشبیه شده است.

گوش بر افسانهٔ ما چون نخواهد کرد یار وحشی این افسانهٔ دور و دراز از بهر چیست

ای وحشی! از آنجا که یار قصد ندارد به داستانِ ما گوش فرا دهد، دیگر تکرارِ این افسانه‌ی طولانی و دور و دراز برای چیست؟

نکته ادبی: افسانه در اینجا به معنای حکایتِ عاشقی و گلایه‌های عاشق است که شاعر آن را طولانی و بیهوده می‌خواند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سوزم چو شمع

تشبیه کردنِ سوختنِ عاشق در آتشِ عشق به سوختنِ شمع.

تضاد نیاز عاشقان و بی‌نیازی معشوق

تقابلِ میانِ عجزِ عاشق و استغنای معشوق که بن‌مایه‌ی اصلی غزل است.

تخلص وحشی

استفاده از تخلص شعری در بیت پایانی برای معرفی خود.