گزیده اشعار - غزلیات

وحشی بافقی

غزل ۹

وحشی بافقی
نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را شیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را
پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هست مردم بی امتیاز و عاشق ممتاز را
صید بندانت مبادا طعن نادانی زنند بهر صید پشه، بند از پای بگشا باز را
انگبین دام مگس کردن ز شیرین پیشه ایست برگذر نه دام، مرغ آسمان پرواز را
حیف از بازو نیاید، دست بر سیمرغ بند تیر بر گنجشگ مشکن چشم تیر انداز را
بر ده ویران چه تازی، کشوری تسخیر کن شوکت شاهی مبر حسنی به این اعزاز را
مهر بر لب باش وحشی این چه دل پردازی است بیش از این رخصت مده طبع سخن پرداز را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، گله‌مندانه و در عین حال مشفقانه، خطاب به محبوب سروده شده است. شاعر محبوب را از بابتِ بی‌تفاوت بودن به تفاوتِ میانِ عاشقانِ راستین و مدعیانِ دروغین سرزنش می‌کند و به او هشدار می‌دهد که با توجهِ یکسان به همگان، ارزشِ والای زیبایی و نازِ خود را نکاهد.

درونمایه اصلیِ ابیات، نقدِ بذلِ بی‌جایِ توجه و کمالات است؛ شاعر با استفاده از تمثیل‌های شکار و صید، یادآور می‌شود که هر دامی شایسته‌ی هر صیدی نیست و محبوب که خود دارای مرتبتی والا (مانند شاه یا بازِ شکاری) است، نباید گوهرِ وجودش را صرفِ افرادِ دون‌مایه و کم‌ارزش کند.

معنای روان

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را شیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را

قیمتِ عشوه و نازِ خود را بالا ببر و آن را ارزان‌فروشی نکن؛ قدرِ نازِ خود را بدان و آن را بی‌ارزش مکن.

نکته ادبی: غماز در اینجا به معنای کسی است که با چشم و ابرو اشاره می‌کند و دلالت بر ناز و کرشمه دارد.

پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هست مردم بی امتیاز و عاشق ممتاز را

اگرچه در نگاهِ تو، من نیز در شمارِ اغیار و رقیبان دیده می‌شوم، اما حقیقتی بزرگ نهفته است: تفاوتِ بسیاری میانِ مردمِ عادی و فاقدِ درکِ عشق با عاشقِ بلندمرتبه و ممتاز وجود دارد.

نکته ادبی: امتیاز در اینجا به معنای تمایز قائل شدن و تشخیص دادنِ ارزش‌هاست.

صید بندانت مبادا طعن نادانی زنند بهر صید پشه، بند از پای بگشا باز را

کاری نکن که شکارشدگانِ تو به نادانی‌ات بخندند و تو را مسخره کنند؛ چرا که استفاده از بازِ شکاری برای شکارِ پشه، نشانه‌ی بی‌خردی است و باید باز را از این کارِ حقیر بازداری.

نکته ادبی: اشاره به تناسبِ میانِ شکارچی (معشوق) و شکار (عاشق) که نباید نامتوازن باشد.

انگبین دام مگس کردن ز شیرین پیشه ایست برگذر نه دام، مرغ آسمان پرواز را

اینکه شیرین‌سخنی چون تو بخواهد با شیرینیِ خود مگسان را به دام اندازد، کارِ بیهوده‌ای است؛ به جای این دامی که برای افراد پست پهن کرده‌ای، به دنبالِ صیدِ مرغی باش که در آسمان‌های بلند پرواز می‌کند.

نکته ادبی: انگبین به معنای عسل و کنایه از شیرینیِ کلام و رفتار است.

حیف از بازو نیاید، دست بر سیمرغ بند تیر بر گنجشگ مشکن چشم تیر انداز را

حیف است که تواناییِ یک تیراندازِ ماهر صرفِ شکارِ گنجشک شود؛ به جایِ آن، تیرِ خود را برای صیدِ سیمرغ (که نمادِ بزرگی و دشواری است) نگه دار و تیراندازی را با زدنِ هدف‌های کوچک، بی‌ارزش مکن.

نکته ادبی: سیمرغ نمادِ معشوقِ دست‌نیافتنی و عالی‌مقام است.

بر ده ویران چه تازی، کشوری تسخیر کن شوکت شاهی مبر حسنی به این اعزاز را

تسخیر کردنِ یک دهِ ویران، کارِ پادشاه نیست؛ حیف است که زیباییِ خود را صرفِ کارهای کوچک کنی، بلکه باید با این شأن و شوکت، جهانی را مسخّر کنی.

نکته ادبی: شوکت شاهی استعاره از عظمت و ابهتِ معشوق است.

مهر بر لب باش وحشی این چه دل پردازی است بیش از این رخصت مده طبع سخن پرداز را

ای وحشی! زبان در کام بکش و سکوت پیشه کن؛ این همه پرسش و عتاب و دل‌پردازی برای چیست؟ بیش از این به طبعِ سخن‌پردازِ خود اجازه نده که در حضورِ محبوب، این‌گونه گستاخانه سخن بگوید.

نکته ادبی: دل‌پردازی در اینجا به معنایِ پرحرفی و بیانِ دردِ دلِ عاشقانه است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل (اسلوب معادله) تمام ابیات

شاعر با طرحِ مثال‌هایی نظیرِ صیدِ پشه توسط باز یا شکارِ گنجشک، مفاهیمِ انتزاعیِ عشق را به شکلی ملموس تبیین می‌کند.

تضاد مردم بی‌امتیاز و عاشق ممتاز

تقابلِ میانِ توده‌ی مردم و عاشقِ خاص و برگزیده.

استعاره سیمرغ

نمادِ معشوقِ والا و هدفِ بزرگ و دست‌نیافتنی.

تخلص وحشی

ذکرِ نامِ شاعر در بیتِ آخر که امضایِ اثر محسوب می‌شود.