دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۲۰

سنایی
تا شد صنما عشق تو همراه رهی درهم زده شد عشق و تمناه رهی
چونان شد اگر ازین دل آهی نزنم جز جان نبود تعبیه در آه رهی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعر، بازتابی از درگیری عمیقِ شاعر با عشقِ معشوق و دگرگونی احوالِ درونی اوست. شاعر با بیانی صمیمانه توصیف می‌کند که چگونه حضورِ یار در جانش، همه‌ی آرزوها و خواسته‌های پیشینش را دگرگون ساخته و وحدتی میانِ وجودِ خود و عشقِ معشوق ایجاد کرده است.

در ادامه، فضایِ شعر به سمتِ سوختن و گداختنِ عاشقانه پیش می‌رود؛ جایی که شاعر تأکید می‌کند آهِ کشیده از دل، دیگر نه یک واکنشِ عادی، بلکه عصاره و حقیقتِ جانِ اوست که در هر نفسِ سرد به بیرون می‌تراود.

معنای روان

تا شد صنما عشق تو همراه رهی درهم زده شد عشق و تمناه رهی

ای معشوقِ زیبا، از لحظه‌ای که عشقِ تو با وجودِ من (رهی) هم‌مسیر و هم‌نشین شد، تمامِ آرزوها و خواسته‌های من درگیرِ این عشق گشت و با آن درهم آمیخت.

نکته ادبی: واژه "صنما" استعاره از معشوقِ زیبارو است و "رهی" تخلصِ شاعر است که در متن استفاده شده است.

چونان شد اگر ازین دل آهی نزنم جز جان نبود تعبیه در آه رهی

کار به جایی رسیده است که اگر از این دل آهی نکشم، گویی چیزی جز جانِ خودم در آن آه نهفته نیست؛ به این معنا که هر آهِ من، در واقع خروجِ جان از تنِ من است.

نکته ادبی: واژه "تعبیه" در اینجا به معنایِ قرار دادنِ چیزی در چیزی دیگر است که استعاره از آمیختگیِ جان با آه است.

آرایه‌های ادبی

تخلص رهی

نامِ ادبی و مستعارِ شاعر در پایانِ ابیات برای معرفی خود.

استعاره صنما

تشبیه کردنِ معشوق به بت برای تأکید بر زیباییِ خیره‌کننده و بی‌نظیر او.

اغراق جز جان نبود تعبیه در آه رهی

بزرگ‌نماییِ تأثیرِ آه که تا مرزِ از دست رفتنِ جان و حیاتِ عاشق تصویر شده است.