دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۱۶

سنایی
با هر تاری سوخته چون پود شوی یا جمله همه زیان بی سود شوی
در دیدهٔ عهد دوستان دود شوی زینگونه به کام دشمنان زود شوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات هشداردهنده‌اند درباره‌ی سرنوشتِ کسی که در راهِ خطا گام برمی‌دارد و اصالتِ وجودی خویش را از دست می‌دهد. شاعر در این قطعه به تصویرسازی از نابودی و زوالِ شخصیتی پرداخته است که همچون پارچه‌ای سوخته، تار و پودِ وجودش از هم گسسته و تنها مایه‌ی زیان شده است.

تأکیدِ کلام بر این است که چنین فردی نه‌تنها جایگاهِ خود را نزد یاران و دوستان از دست می‌دهد، بلکه با رفتارهای نسنجیده، خود را به سدِ راهِ آن‌ها بدل می‌کند و در نهایت، همه‌ی این اوصافِ ناخوشایند، تنها اسبابِ شادی و کام‌رواییِ دشمنان را فراهم می‌آورد.

معنای روان

با هر تاری سوخته چون پود شوی یا جمله همه زیان بی سود شوی

مانند تارهایی که در آتش سوخته و خاکستر شده‌اند، تو نیز چنان ضعیف و بی‌پایه خواهی شد که دیگر هیچ کاربردی نخواهی داشت.

نکته ادبی: واژه «پود» در صنعت نساجی به رشته‌های عرضی پارچه گفته می‌شود و استعاره از اجزای اصلی وجود انسان است.

در دیدهٔ عهد دوستان دود شوی زینگونه به کام دشمنان زود شوی

یا اینکه سراسر وجودت آکنده از زیان و خسران خواهد شد و هیچ‌گونه سود و فایده‌ای برای خود یا دیگران نخواهی داشت.

نکته ادبی: ترکیب «زیان بی سود» تأکیدی است بر بی‌هویتی و بی‌ارزشی مطلق شخص در این وضعیت.

آرایه‌های ادبی

استعاره پودِ سوخته

تشبیه وضعیتِ نابسامان و زوالِ شخص به پارچه‌ای که تار و پودش سوخته و از هم گسسته است.

کنایه دود در دیده شدن

کنایه از مایه آزار و مزاحمت بودن برای دوستان به جای مایه آرامش و روشنیِ چشمِ آنان.

تضاد دوستان و دشمنان

قرار گرفتن دو جبهه مخالف در برابر هم برای ترسیم وضعیت بحرانی و طردشدگیِ مخاطب.