دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۱۵

سنایی
گیرم که مقدم مقالات شوی پیش شمن صفات خود لات شوی
جز جمع مباش تا مگر ذات شوی کانگه که پراکنده شوی مات شوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر بر ضرورتِ تمرکزِ درونی و وحدتِ وجود تأکید دارد. او بر این باور است که دانشِ نظری و رسیدن به جایگاه‌های بالای علمی، بدونِ داشتنِ قلبی یکپارچه و متمرکز، نمی‌تواند انسان را به حقیقتِ متعالی برساند.

فضای کلام، هشدارآمیز و حکیمانه است. شاعر هشدار می‌دهد که دل‌بستگی به کثرت‌ها و پراکندگی‌های دنیوی، انسان را از اصلِ خویش دور می‌کند و در نهایت، به شکستِ معنوی و مات شدن در میدانِ زندگی می‌انجامد.

معنای روان

گیرم که مقدم مقالات شوی پیش شمن صفات خود لات شوی

حتی اگر به بالاترین درجاتِ دانش و فنون دست یابی و در بحث و گفتگو سرآمد شوی، یا حتی اگر چنان به ویژگی‌های نفسانی خود مغرور باشی که آن‌ها را چون بتی برای خود بپرستی، این‌ها تو را به حقیقت نمی‌رساند.

نکته ادبی: ترکیب مقدم مقالات استعاره از سرآمد بودن در علوم است. واژه لات اشاره به بتی معروف در دوران جاهلیت است که در اینجا نمادِ بت‌های نفسانی و توهمات ذهنی به کار رفته است.

جز جمع مباش تا مگر ذات شوی کانگه که پراکنده شوی مات شوی

تلاش کن که وجودت را یکپارچه و متمرکز نگهداری تا شاید به درکِ ذاتِ هستی نائل شوی؛ زیرا لحظه‌ای که وجودت دچار پراکندگی و کثرت‌های نفسانی گردد، در بازیِ زندگی شکست‌خورده خواهی بود.

نکته ادبی: واژه جمع در اصطلاح عرفانی به معنای وحدتِ توجه به حق است و در تقابل با پراکندگی قرار دارد. مات نیز تمثیلی از بازی شطرنج است که کنایه از درماندگی و نابودی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد جمع و پراکنده

شاعر با قرار دادنِ مفهومِ وحدت و کثرت در برابر هم، بر لزومِ تمرکزِ قلبی برای رسیدن به کمال تأکید کرده است.

استعاره مات

استفاده از اصطلاحِ شطرنجیِ مات شدن برای بیانِ شکستِ معنوی و بی‌پناهیِ روح در برابرِ هجومِ کثرت‌ها.

تلمیح لات

اشاره به بتِ لات در تاریخِ اعراب که نمادی از شرک و دوری از توحیدِ عملی است.