دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۱۰

سنایی
پرسی که ز بهر مجلس افروختنی در عشق چه لفظهاست بردوختنی
ای بی خبر از سوخته و سوختنی عشق آمدنی بود نه اندوختنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت تاکید دارند که عشق امری الهی و وهبی است که به دلِ عاشق هدیه می‌شود، نه کالایی که بتوان با تلاشِ ذهنی، زبانی یا اکتسابی آن را به دست آورد. شاعر در پیِ آن است که بگوید برای ورود به وادیِ عشق، آموختنِ سخن و کلام کارساز نیست، بلکه باید اهلِ سوختن و فنا شدن بود.

در واقع این اثر تقابلی میان عقلِ جزئی‌نگر که به دنبالِ لفظ‌پردازی است و عشقِ کلی‌نگر که به دنبالِ تجربه‌ی درونی است، ترسیم می‌کند و مخاطب را از بیهوده‌گویی درباره‌ی عشق باز می‌دارد.

معنای روان

پرسی که ز بهر مجلس افروختنی در عشق چه لفظهاست بردوختنی

می‌پرسی که برای گرم کردن و شکوه بخشیدن به مجلسِ عشق، چه کلمات و سخنانی باید آماده و آراسته کرد؟

نکته ادبی: واژه 'افروختنی' در اینجا به معنای برافروختن و شور بخشیدن به مجلس است و 'بردوختنی' استعاره از فراهم کردن و ساختنِ کلمات و آراستنِ ظاهری سخن برای جلب نظر است.

ای بی خبر از سوخته و سوختنی عشق آمدنی بود نه اندوختنی

ای کسی که از حقیقتِ سوختن و فنا شدن در راهِ عشق بی‌خبر هستی، بدان که عشق، حالتی است که ناگهانی و از سوی معشوق به سراغ عاشق می‌آید و هدیه‌ای الهی است، نه چیزی که بتوان با تلاشِ ذهنی یا اندوخته‌های علمی به دست آورد.

نکته ادبی: عشق 'آمدنی' به معنای وهبی و الهی است که خارج از اختیار انسان رخ می‌دهد و در برابرِ 'اندوختنی' که به معنای اکتسابی است، قرار گرفته تا بر اصالتِ جوششِ درونی عشق تأکید کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه سوخته و سوختنی

سوخته به معنای عاشقِ واصل است که در آتش عشق گداخته شده و سوختنی به معنای حقیقتِ بلا و امتحانِ عاشقی است.

تضاد و مقابله آمدنی و اندوختنی

تقابل میان آنچه الهی، بی‌اختیار و جوششی است با آنچه با تلاش و کسب و آموزش به دست می‌آید.

جناس اشتقاق سوخته و سوختنی

استفاده از هم‌ریشگی واژگان برای تأکید بر مفهوم فنا و گداختن در وادی عشق.