دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۰۳

سنایی
گر دنیا را به خاشه ای داشتمی همچون دگران قماشه ای داشتمی
لولی گویی مرا وگر لولیمی کبکی و سگی و لاشه ای داشتمی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر روحیه‌ای است که از تعلقات دنیوی و ثروت‌اندوزیِ رایجِ میان مردم، فاصله گرفته و نوعی بی‌اعتنایی نسبت به مال دنیا را به تصویر می‌کشد. شاعر با لحنی که آمیخته به گلایه و در عین حال رهایی از بندهای اجتماعی است، بر این باور است که اگر دلبستگی‌اش به دنیا بیش از یک ارزشِ ناچیز بود، او نیز مانند دیگران در پی جمع‌آوری مال و جاه می‌رفت.

در فضایِ کلیِ این سروده، نوعی تقابل میانِ زندگیِ مرسومِ مردم (که به دنبالِ قماشه و متاع دنیا هستند) و زیستِ آزاد و بی‌قیدِ شاعر (که به لولی‌گری تعبیر شده) دیده می‌شود. شاعر با این کلمات، ضمن پذیرشِ انگِ لولی بودن، آن را در تقابل با پوچیِ مال‌پرستی قرار می‌دهد.

معنای روان

گر دنیا را به خاشه ای داشتمی همچون دگران قماشه ای داشتمی

اگر دنیا برای من به اندازه یک تکه خار و خاشاک ارزش و اعتبار داشت، قطعاً من هم مانند سایر مردم، بساط و دارایی و ثروتی برای خود دست و پا می‌کردم.

نکته ادبی: واژه خاشه استعاره از امرِ بی‌ارزش و ناچیز است و قماشه به معنای مال و کالا و اسبابِ زندگی است که در اینجا به طعنه به کار رفته است. فعل داشتمی نشان‌دهنده سبک کهن برای بیان آرزو یا فرض است.

لولی گویی مرا وگر لولیمی کبکی و سگی و لاشه ای داشتمی

چه مرا به عنوان یک فردِ بی‌پروا و کولی (لولی) خطاب کنی و چه واقعاً چنین باشم، بهتر بود که لااقل کبک و سگ و لاشه‌ای (معیشتی ابتدایی) داشتم تا اینکه این‌گونه در حسرتِ هیچ باشم.

نکته ادبی: واژه لولی در متون کهن به معنای کسی است که خارج از چارچوب‌های عرفی و اجتماعی زندگی می‌کند و این اصطلاح بازتاب‌دهنده روحیه‌ی عصیان‌گرِ شاعر در برابر قضاوت دیگران است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خاشه

کنایه از ناچیز بودنِ دنیا در نزدِ شاعر و عدم تمایل او به جمع‌آوری مال است.

نمادگرایی لولی

نمادِ آزادی از قیودِ اجتماعی، بی‌پروایی و زیستن خارج از عرف‌های رایج.

تمثیل کبکی و سگی و لاشه‌ای

تمثیلی از یک زندگیِ بدوی و ساده (و گاه حتی حقیر در نگاه دیگران) که در برابرِ تجملاتِ زندگیِ مرفه قرار گرفته است.