دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۰۲

سنایی
بیداد تو بر جان سنایی تا کی وین باختن عشق ریایی تا کی
از هر چه مرا بود ببردی همه پاک آخر بنگویی این دغایی تا کی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده ناله‌های دردمندانه شاعری است که در جست‌وجوی وصال، از ستم و ناملایماتِ راهِ حقیقت به ستوه آمده است. او با زبانی پرسشگر، از ناپایداری و در عین حال سختیِ آزمون‌های الهی یا معشوق سخن می‌گوید و آن را به مثابه بیدادی بر جان خویش می‌بیند.

شاعر در این کلام، پرده از ریاکاری و تظاهر برمی‌دارد و اعتراف می‌کند که تمامِ هستی و دلبستگی‌های دنیوی‌اش را در این راه از دست داده است. این اثر بیانگرِ بحرانِ عاطفی و عرفانی انسانی است که در برزخِ میانِ عشقِ پاک و فریب‌هایِ ظاهریِ روزگارِ پرمکر گرفتار شده و خواهانِ پایانِ این سرگردانی است.

معنای روان

بیداد تو بر جان سنایی تا کی وین باختن عشق ریایی تا کی

ای محبوب یا ای سرنوشت، این همه ظلم و بیدادی که بر روح و جان من روا می‌داری تا چه زمانی به درازا می‌کشد؟ و این بازی‌های فریبنده و ریاکارانه در میدان عشق تا کی ادامه خواهد داشت؟

نکته ادبی: بیداد در اینجا کنایه از رنج‌های طاقت‌فرسای سلوک است و سنایی به عنوان تخلص، به شخصِ شاعر اشاره دارد.

از هر چه مرا بود ببردی همه پاک آخر بنگویی این دغایی تا کی

تو تمام دارایی و تعلقات مرا به طور کامل از من ستاندی؛ سرانجام به من بگو که این مکر و فریب‌کاریِ تو در برابر من تا کی ادامه می‌یابد؟

نکته ادبی: دغایی برگرفته از واژه دغا به معنای مکر، حیله و فریب است که در متون کلاسیک برای اشاره به رفتارهای غیرشفاف استفاده می‌شده است.

آرایه‌های ادبی

تخلص سنایی

اشاره شاعر به هویت خویش در بطن کلام.

استفهام انکاری تا کی

تکرار پرسش که نشان‌دهنده بی‌تابی، اعتراض و ستوه آمدن شاعر از وضعیت موجود است.

کنایه ببردی همه پاک

کنایه از سلب تعلقات دنیوی و تصفیه نفس و تهی شدن از خودخواهی.