دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۴۰۱

سنایی
ای عود بهشت فعل بیدی تا کی وی ابر امید ناامیدی تا کی
کردی بر من کبود رخ زرد آخر ای سرخ سیاه گر سپیدی تا کی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری که در آن شاعر با زبانی گله‌آمیز و آکنده از درد هجران خطاب به معشوق سخن می‌گوید، بر محوریت تناقض‌های رفتاری و تغییرات ناگهانی محبوب می‌چرخد. شاعر با بهره‌گیری از تصاویری متضاد، سرگشتگی خود را در برابر معشوقی که در عین جلوه‌گری، بی‌وفا و ناپایدار است، به تصویر می‌کشد.

در لایه‌های عمیق‌تر این اثر، تقابل میان امید و یأس، و تغییر رنگ چهره به عنوان نمادی از رنج باطنی، نشان‌دهنده فرسایش روح عاشق در انتظار وصال است. شاعر با پرسش‌های پیاپی از واژه «تا کی»، بیزاری و استیصال خود را از ادامه این وضع نامطلوب و متناقض ابراز می‌دارد.

معنای روان

ای عود بهشت فعل بیدی تا کی وی ابر امید ناامیدی تا کی

ای کسی که وجودت مانند عود خوشبوی بهشتی است اما رفتارت به ناپایداری و سستی درخت بید است، این بی‌ثباتی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ ای که مانند ابر، نویدبخشِ بارانِ امید بودی اما برای من تنها ناامیدی به ارمغان آوردی، این ناامیدی تا به کی؟

نکته ادبی: ترکیب «عود بهشت» استعاره از معشوقی است که ظاهری آراسته و دل‌فریب دارد، در حالی که «بید» در ادبیات کلاسیک نماد ضعف، تزلزل و ناپایداری است.

کردی بر من کبود رخ زرد آخر ای سرخ سیاه گر سپیدی تا کی

در نهایت، تو با بی‌وفایی خود چهره زرد و رنگ‌پریده مرا از اندوه، به کبودی و سیاهی کشاندی. ای که رنگ عوض می‌کنی و گاه سرخ‌فامی و گاه سیاهی یا سپیدی، این همه تناقض و سردرگمی در رفتارت تا کی؟

نکته ادبی: «رخ زرد» کنایه از بیماری و رنجوری ناشی از عشق است و «کبود» در اینجا به معنی رنگ رخسارِ کسی است که از غمِ عشق به درد آمده یا ضربه خورده است. تضاد رنگ‌ها نشان‌دهنده احوالِ پریشانِ شاعر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) عود بهشت و بید / ابر امید و ناامیدی

قرار دادن مفاهیم متضاد در کنار هم برای نشان دادن بی‌ثباتی معشوق و سرخوردگی عاشق از انتظاراتِ برآورده نشده.

کنایه رخ زرد

کنایه از بیماری و رنج کشیدنِ عاشق به سبب هجران و غم.

تشبیه ابر امید

تشبیه معشوق به ابری که وعده باران (وصال) می‌دهد اما تنها یأس به بار می‌آورد.