دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۹۹

سنایی
در خدمت ما اگر زمانی باشی در دولت صاحب قرانی باشی
ور پاک و عزیز همچو جانی باشی بی ما تو چو بی جان و روانی باشی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایشِ مقامِ حضور در محضرِ معشوق یا بزرگان سروده شده است و بر این نکته تأکید دارد که تمامِ اعتبار، سعادت و حیاتِ آدمی در گروِ پیوند با این جایگاه است.

شاعر با بیانی اغراق‌آمیز، همراهی با معشوق را عاملِ رسیدن به اوجِ اقتدار و خوش‌بختی می‌داند و معتقد است که بدونِ وجودِ این اتصال، حتی وجودِ پاک و عزیز نیز فاقدِ روح و معنای زندگی خواهد بود.

معنای روان

در خدمت ما اگر زمانی باشی در دولت صاحب قرانی باشی

اگر حتی لحظاتِ کوتاهی را در همراهی و خدمتِ ما بگذرانی، به چنان سعادت و اقتداری دست خواهی یافت که گویی پادشاهی صاحب‌طالع و قدرتمند هستی.

نکته ادبی: صاحب‌قران در اصطلاح نجوم قدیم به پادشاهی گفته می‌شود که در طالع او دو سیاره سعد مقارن باشند و کنایه از اقتدار و بخت بلند است.

ور پاک و عزیز همچو جانی باشی بی ما تو چو بی جان و روانی باشی

و حتی اگر تو در نظرها بسیار پاک و ارجمند و همچون جانِ شیرین باشی، بدان که بدون حضور ما، همچون تنی بی‌جان و بدونِ روح خواهی بود که هیچ ارزش و پویایی ندارد.

نکته ادبی: استفاده از تشبیه برای بیانِ وابستگیِ مطلقِ هویتِ انسان به معشوق؛ روان به معنای روح و نفس است.

آرایه‌های ادبی

استعاره صاحب قرانی

اشاره به فردی که در اوج سعادت و بخت بلند قرار دارد.

تشبیه همچو جانی

تشبیه کردن مخاطب به جان برای تأکید بر ارزشمندی و پاکی او.

تشبیه چو بی جان و روانی باشی

تشبیه دوری از معشوق به پیکر بی‌جان برای نشان دادن پوچیِ زندگیِ بدونِ معشوق.