دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۹۲

سنایی
باشد همه را چو بر ستارهٔ سحری دل بر تو نهادن ای بت از بی خبری
زیرا که چو صبح صادق ای رشک پری هم پرده دریده ای و هم پرده دری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با نگاهی منتقدانه و هشداردهنده به موضوع عشق ورزیدن به معشوقی زیبا و بی‌وفا می‌نگرد. فضای حاکم بر شعر، نوعی تضاد میان زیبایی ظاهری معشوق و عاقبت ناخوشایند دلبستگی به اوست.

شاعر معشوق را با پدیده‌های گذرا و نورانی همچون ستاره سحری و صبح صادق همانند می‌سازد تا ناپایداری و در عین حال آشکارکنندگی اسرار توسط معشوق را نشان دهد؛ گویی دلبستگی به چنین فردی، نشان از بی‌خبری و نادانی عاشق دارد.

معنای روان

باشد همه را چو بر ستارهٔ سحری دل بر تو نهادن ای بت از بی خبری

ای معشوق زیبا، دل بستن به تو برای همگان، مانند نگاه کردن به ستاره صبحگاهی است که ناشی از بی‌خبری و نادانی است؛ چرا که این عشق نیز مانند آن ستاره، پایدار نیست و عاقبتی ندارد.

نکته ادبی: واژه بت در ادبیات کلاسیک استعاره از معشوقی است که پرستیده می‌شود اما گاهی دلالت بر بی‌وفایی و سنگی بودن دل او دارد. ستاره سحری نماد ناپایداری و زوال است.

زیرا که چو صبح صادق ای رشک پری هم پرده دریده ای و هم پرده دری

زیرا ای کسی که از زیبایی، پریان را به حسد وامی‌داری، تو مانند صبح صادق هستی که هم حجاب‌ها را از میان برمی‌داری و هم خود رازپوش نیستی و اسرار را برملا می‌کنی.

نکته ادبی: ترکیب صبح صادق استعاره از حقیقتی است که پنهان نمی‌ماند. پرده‌دری کنایه از افشای اسرار یا شکستن حریم‌هاست که در اینجا به رفتار متناقض معشوق اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره بت

به کار بردن واژه بت برای معشوق که دلالت بر زیبایی خیره‌کننده و در عین حال بی‌احساس بودن او دارد.

تشبیه ستاره سحری و صبح صادق

تشبیه معشوق به پدیده‌هایی که در عین زیبایی، گذرا و پرده‌گشا هستند.

جناس و تکرار پرده دریده و پرده دری

بازی با واژگان پرده برای نشان دادن دو سویه بودن عمل افشای اسرار و تأکید بر طبیعت فاش‌کننده معشوق.