دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۸۶

سنایی
ای دل منیوش از آن صنم دلداری بیهوده مفرسای تن اندر خواری
کان ماه ستمگاره ز درد و غم تو فارغ تر از آنست که می پنداری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه کوتاه خطاب به دلِ عاشق است که در بندِ محبتی یک‌سویه و بی‌حاصل گرفتار شده است. شاعر با زبانی ملامت‌گر، عاشق را از خوش‌خیالی و دل بستن به معشوقی که در بی‌رحمی و بی‌تفاوتی غرق است، برحذر می‌دارد و او را به رهایی از این رنج بیهوده دعوت می‌کند.

معنای روان

ای دل منیوش از آن صنم دلداری بیهوده مفرسای تن اندر خواری

ای دل، به حرف‌های شیرین و وعده‌های آن معشوق زیباروی (صنم) دل نبند و گوش مده؛ چرا که بیهوده جان و تن خود را در راه عشقی که جز خواری نتیجه‌ای ندارد، فرسوده و تباه می‌کنی.

نکته ادبی: منیوش امر منفی از مصدر نیوشیدن به معنای شنیدن است. مفرسای از مصدر فرسودن به معنای کاهش دادن و ضعیف کردن است که در اینجا به معنای هدر دادن عمر و جان است.

کان ماه ستمگاره ز درد و غم تو فارغ تر از آنست که می پنداری

زیرا آن معشوق زیبارویِ ستمگر، آن‌چنان نسبت به رنج و درد تو بی‌اعتناست که تو حتی نمی‌توانی تصور کنی که او تا چه اندازه از حال تو بی‌خبر و فارغ است.

نکته ادبی: ماه در متون کلاسیک استعاره از زیبایی مطلق و معشوق است. فارغ به معنای بی‌تفاوت و آسوده‌خاطر بودن معشوق در برابر رنج عاشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه

استعاره از معشوق زیبا و درخشان که نماد زیبایی و بی‌تفاوتی است.

کنایه مفرسای تن

کنایه از به هدر دادن جان و عمر در راه معشوق.

تلمیح صنم

اشاره به بت که در ادبیات فارسی نماد معشوق زیبا اما سنگ‌دل است.