دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۸۴

سنایی
صد چشمه ز چشم من براندی و شدی بر آتش فرقتم نشاندی و شدی
چون باد جهنده آمدی تنگ برم خاکم به دو دیده برفشاندی و شدی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر درد عمیق و جانکاهِ فراق و بی‌وفایی معشوق است. شاعر با زبانی حزین، از حضور زودگذر و ویرانگرِ کسی سخن می‌گوید که تنها ثمره‌ی آمدنش به حریم زندگی او، سیلِ اشک و شعله‌های آتشِ دوری بوده است.

در این اشعار، فضا آکنده از حسِ تنهایی و سرگشتگی است. معشوق همچون پدیده‌ای ناپایدار و بی‌رحم، به ناگاه وارد می‌شود و با رفتنِ خود، دنیای عاشق را در غبارِ غم و حیرتِ ناشی از رفتنِ ناگهانی فرومی‌برد.

معنای روان

صد چشمه ز چشم من براندی و شدی بر آتش فرقتم نشاندی و شدی

با رفتن خود باعث شدی که سیلابِ اشک از چشمانم جاری شود و مرا در شعله‌های سوزانِ آتشِ دوری و جدایی تنها رها کردی.

نکته ادبی: واژه «شدی» در این بیت و ابیات مشابه، به معنی «رفتی» است که از کاربردهای کهن فعل شدن در معنای حرکت به سوی مقصد می‌باشد. «آتش فرقت» استعاره‌ای از رنجِ طاقت‌فرسای دوری است.

چون باد جهنده آمدی تنگ برم خاکم به دو دیده برفشاندی و شدی

همچون تندبادی ناگهانی و با شتاب به نزد من آمدی، اما با بی‌اعتنایی، غبارِ غم بر دیدگانم پاشیدی و بی‌درنگ مرا ترک کردی.

نکته ادبی: «باد جهنده» تمثیلی از سرعت، ناپایداری و غیرمنتظره بودنِ حضور معشوق است. «خاک به دو دیده فشاندن» کنایه‌ای است از بی‌اعتنایی یا ایجاد اندوهی که دیدگان را تیره و تار می‌سازد.

آرایه‌های ادبی

استعاره صد چشمه

اشاره به کثرت اشک‌های جاری از چشمان عاشق که به چشمه‌ای پرآب تشبیه شده است.

تشبیه چون باد جهنده

تشبیه آمدن معشوق به بادی که با سرعت می‌وزد و می‌گذرد، برای نشان دادن ناپایداریِ حضور او.

کنایه خاک بر دیده فشاندن

کنایه از بی‌اعتنایی، خوار شمردن و رفتاری که باعث کدورت و غمِ شدید عاشق می‌شود.