دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۸۲

سنایی
در پیش خودم همی کنی آنجابی پس در عقبم همی زنی پرتابی
جاوید شبی بیاید و مهتابی تا با تو غم تو گویم از هر بابی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوهِ دوچندانِ شاعر است؛ نخست از ریاکاری و نفاقی که در محیط پیرامونش دیده می‌شود و سپس، آرزویِ فرصتی برای گشودنِ گره‌های دل و بیانِ دردهایِ نهفته. شاعر با زبانی گله‌آمیز، فاصله میانِ ظاهرِ دوستانه و باطنِ خصمانه را به تصویر می‌کشد.

در بخش دوم، فضایِ کلام به سمتِ تمنایی عاشقانه و آرام‌بخش میل می‌کند؛ جایی که شاعر خواستارِ شبی طولانی و مهتابی است تا بتواند در سایه‌سارِ آن، از دردهایِ جان‌کاه خویش با مخاطب سخن بگوید.

معنای روان

در پیش خودم همی کنی آنجابی پس در عقبم همی زنی پرتابی

در حضور من خود را دوست و هم‌رنگ جلوه می‌دهی، اما در غیابم، با سخنانِ نیش‌دار و کینه‌توزانه مانند پرتابِ تیری به شخصیتِ من یورش می‌بری.

نکته ادبی: واژه «آنجابی» اشاره به نوعی وانمود کردن به دوستی و حضور در کنارِ یار دارد و «پرتابی» استعاره از بدگویی و زخم‌زبان است.

جاوید شبی بیاید و مهتابی تا با تو غم تو گویم از هر بابی

آرزو می‌کنم شبی بلند و مهتابی فرا برسد تا بتوانم در خلوتِ آن، از هر زاویه و موضوعی، تمامِ دردهایی که از تو و در راهِ تو به من رسیده است را برایت بازگو کنم.

نکته ادبی: «جاوید» در اینجا صفتِ شب برای نشان دادنِ طولانی بودنِ آن است و «از هر بابی» کنایه از بیانِ بی‌پرده و تمام‌وکمالِ دردهاست.

آرایه‌های ادبی

تضاد در پیش و در عقب

به کارگیری واژگان متضاد برای نشان دادن ماهیتِ دوگانه و نفاق‌آلودِ رفتارِ مخاطب.

استعاره پرتابی

استفاده از واژه پرتاب به عنوان نمادی برای رها کردنِ سخنانِ آزاردهنده و آسیب‌زا به سویِ فرد مقابل.

نماد مهتابی

استفاده از مهتاب به عنوان نمادِ خلوت، آرامش و روشناییِ لازم برایِ گفتگوهایِ عمیق و عاشقانه.