دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۸۱

سنایی
خود را چو عطا دهی فراوان مستای وز منع کسی نیز مرو نیک از جای
در منع و عطا ترا نه دستست و نه پای بندنده خدایست و گشاینده خدای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محور توحید افعالی و ضرورت تواضع در برابر مقدرات الهی استوار است. شاعر با زبانی حکیمانه هشدار می‌دهد که انسان نباید در پی بخشندگی، دچار غرور شود و در هنگام تنگ‌دستی یا عدم توانایی در کمک به دیگران، کنترل روحی خود را از دست بدهد.

درونمایه اصلی این کلام، نفی فاعلیت مستقل انسان و سپردن امور به قدرت لایزال الهی است. این دیدگاه عارفانه و اخلاقی، مخاطب را به آرامش، فروتنی و پرهیز از خودبزرگ‌بینی در هنگام گشایش، و صبر و تسلیم در هنگام سختی دعوت می‌کند.

معنای روان

خود را چو عطا دهی فراوان مستای وز منع کسی نیز مرو نیک از جای

هنگامی که بخشش فراوانی می‌کنی، خودت را بستای و مغرور مشو؛ و هرگاه نیز از بخشش به کسی دریغ کردی، برآشفته مشو و از مدار تعادل خارج نشو.

نکته ادبی: مستای: فعل امر نهی از ریشه ستودن. رفتن از جای: کنایه از خشمگین شدن و از دست دادن وقار و آرامش درونی.

در منع و عطا ترا نه دستست و نه پای بندنده خدایست و گشاینده خدای

زیرا در بخشیدن یا نبخشیدن، تو هیچ قدرت و اختیاری از خود نداری؛ حقیقت آن است که تنها خداوند است که روزی را می‌بندد یا می‌گشاید.

نکته ادبی: بندنده و گشاینده: استعاره از قبض و بسط رزق. دست و پای: کنایه از ابزار قدرت و نفوذ و تسلط بر امور.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) منع و عطا، بندنده و گشاینده

به کارگیری مفاهیم متضاد برای نشان دادن قدرت مطلق خداوند در قبض و بسط امور.

کنایه دست و پای

استفاده از اعضای بدن برای اشاره به استطاعت و قدرت فاعلی انسان.

کنایه مرو از جای

اشاره به خارج شدن از حالت اعتدال و آرامش به دلیل خشم.