دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۷۹
سناییدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بیانگر اوج وفاداری، ازخودگذشتگی و تسلیم عاشق در برابر معشوق است. شاعر چنان در عشق غرق شده که حتی با دشمنِ معشوق نیز از درِ مهر وارد میشود و از آزار او، بهخاطر عشقی که به محبوب دارد، چشم میپوشد.
درونمایه اصلی این قطعه، ایثار بیقید و شرط است. عاشق در مسیر دستیافتن به قلب معشوق، از هستی خویش میگذرد و حتی در برابر سختترین شکنجهها نیز، با صبوری و پیوستگی، راهی برای حضور در حریم محبوب میجوید.
معنای روان
ای کسی که روزگار را با حضورت میآرایی، من تنها به خاطر تو، با دشمنت از درِ مهر و دوستی وارد میشوم؛ هرچند او همچنان در دشمنی خود پافشاری کند.
نکته ادبی: دهر آرای (زینتبخش روزگار) یک ترکیب وصفی است که در ستایش معشوق به کار میرود و بر تأثیر مثبت حضور او در جهان تأکید دارد.
و اگر او با شمشیر دو لبهاش مرا از سر تا پا قطعهقطعه کند، باز هم من مانند کمربندی که همواره به میان بسته میشود، خود را در قلب او جای میدهم و از او جدا نمیشوم.
نکته ادبی: دورویه (دو دم) استعاره از شمشیر بُرنده است و تشبیه به کمر، نشاندهنده میل شدید عاشق به نزدیکی و پیوستگی دائمی با محبوب است.
آرایههای ادبی
به کارگیری دو واژه متضاد مهر (دوستی) و کین (دشمنی) برای تأکید بر کرامت و گذشت عاشق در برابر دشمنیِ دیگران.
شاعر خود را به کمربند تشبیه کرده است که همواره همراه و نزدیک به میانِ معشوق است تا استعارهای برای وفاداری و تسلیم ایجاد کند.
بزرگنماییِ در میزانِ رنج و آسیبی که عاشق برای حفظِ رابطه خود با معشوق حاضر است تحمل کند.