دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۷۸

سنایی
جایی که نمودی آن رخ روح افزای بنمای دلی را که نبردی از جای
ز آنروز بیندیش که بی علت و دای خصمی دل بندگان کند بر تو خدای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در پیوند با مفاهیم عشق، تسخیرِ دل و ناپایداریِ احوالات انسانی سروده شده‌اند. در بیت نخست، شاعر از قدرتِ فراگیرِ زیباییِ معشوق سخن می‌گوید که چنان بر جان و دلِ آدمیان چیره گشته که گویی هیچ قلبی از کمندِ نگاه او در امان نمانده است. در بیت دوم، لحنِ اثر به سمتِ اندرز و عبرت‌آموزیِ اخلاقی تغییر می‌یابد و به آدمی هشدار می‌دهد که همواره از دگرگونیِ دل‌های مردمان و چرخشِ روزگار به اراده‌ی پروردگار بیمناک باشد، زیرا قدرت و محبوبیت در نزد خلق، پدیده‌ای متغیر و وابسته به اراده‌ی الهی است.

معنای روان

جایی که نمودی آن رخ روح افزای بنمای دلی را که نبردی از جای

در همان جایی که تو چهره‌ی جان‌بخش و روح‌افزای خود را نشان دادی، قلبی را به من بنما که آن را تسخیر نکرده و با خود نبرده باشی.

نکته ادبی: ترکیبِ 'رخِ روح‌افزا' استعاره از جلوه‌ی زیبایی معشوق است و 'نبردن از جای' کنایه از تصرف و ربودنِ عقل و قلب است.

ز آنروز بیندیش که بی علت و دای خصمی دل بندگان کند بر تو خدای

به آن روزی فکر کن که خداوند بدون هیچ دلیلِ آشکار یا مقدمه‌ای، دلِ بندگان را نسبت به تو تیره کرده و آن‌ها را به دشمنی با تو برمی‌انگیزد.

نکته ادبی: واژه‌ی 'دای' در اینجا با احتمالِ بسیار به معنای 'بدای' یعنی آغاز یا علت است و عبارت 'خصمی کردن' به معنای دشمن ساختن است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نبردی از جای

کنایه از تسخیر و ربودنِ قلب که نشان‌دهنده‌ی نفوذِ عمیقِ معشوق در جانِ عاشق است.

استعاره رخ روح‌افزای

توصیفِ چهره‌ی معشوق به عاملی که جان و روح را حیاتِ تازه می‌بخشد.

اندرز ز آن روز بیندیش

دعوت به تفکر و آینده‌نگری در بابِ ناپایداریِ موقعیت و روابط انسانی در برابر اراده‌ی الهی.