دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۷۶

سنایی
خود ماه بود چنین منور که تویی یا مهر بود چنین سمنبر که تویی
گفتی که برو نکوتری گیر از من الله الله ازین نکوتر که تویی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نهایت شیفتگی و حیرت عاشق در برابر جمال بی‌مثال معشوق است. شاعر چنان در زیبایی یار غرق شده است که زیبایی‌های عالم هستی یعنی ماه و خورشید در قیاس با او، رنگ می‌بازند و برای عاشق، دیگر زیبایی‌های طبیعی در برابر کمالِ معشوق معنایی ندارند.

در بیت دوم، شاعر به گفتگوی میان عاشق و معشوق اشاره می‌کند. زمانی که معشوق از سرِ شکسته نفسی یا آزمودن عاشق، پیشنهاد می‌دهد که کسی بهتر از او را بجوید، عاشق با شگفتیِ تمام، این سخن را برنمی‌تابد و معشوق را در قله زیبایی و کمال می‌بیند که جایگزینی برای او در عالم متصور نیست.

معنای روان

خود ماه بود چنین منور که تویی یا مهر بود چنین سمنبر که تویی

آیا ماه تا به حال به اندازه‌ای که تو درخشان و نورانی هستی، تابان بوده است؟ و یا آیا خورشید هرگز به زیبایی و لطافت تو که پیکری سفید و خوش‌بو همچون گل یاسمن داری، رسیده است؟

نکته ادبی: واژه منور به معنای تابناک و درخشان است. سمنبر ترکیبی از سمن (گل یاسمن) و بر (سینه/پیکر) است که به عنوان صفت برای معشوق به کار رفته تا سفیدی و لطافت پوست او را به تصویر بکشد.

گفتی که برو نکوتری گیر از من الله الله ازین نکوتر که تویی

تو به من گفتی که برو و محبوبِ زیباتر و بهتری از من بیاب؛ پناه بر خدا! مگر ممکن است کسی از تو که نهایت زیبایی و کمال هستی، بهتر و نیکوتر باشد؟

نکته ادبی: عبارت الله الله در این سیاق، اداتِ شگفتی و ناباوری است که عاشق در پاسخ به پیشنهاد محالِ معشوق به کار برده تا بر غیرممکن بودنِ یافتنِ بهتر از او تأکید کند.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری خود ماه بود چنین منور که تویی

پرسش از زیبایی ماه و خورشید که پاسخش منفی است؛ یعنی هیچ‌کدام به پای زیبایی معشوق نمی‌رسند.

تشبیه ماه و مهر

مانند کردن معشوق به اجرام آسمانی برای تأکید بر شکوه و نورانیت چهره او.

واژه‌آرایی (ترکیب) سمنبر

استفاده از صفت ترکیبی برای توصیف لطافت و سفیدی پوست معشوق که استعاره از زیبایی طبیعی و معطر است.